ميرزا عبدالوهاب فرداى آن روز ما را بشام دعوت كرد ، بمناسبت رمضان ساعت هشت بعدازظهر غذا صرف شد . صبح همانروز هديهء گرانبهائى كه عبارت از شراب شيراز باشد براى سفير فرستاد . اين شراب خيلى شبيه به شراب پورتو ولى قدرى ملايمتر از آنست . وزير براى ما قاشق و چنگال و صندلى تهيه كرده بود كه مجبور نباشيم مانند ايرانيان با دست غذا بخوريم ، ظروف غذا را نيز روى هم نچيده بودند بلكه تمام متمايز از يكديگر و به چشم ما خيلى خوشآيند بود .
وقتى همه جمع شديم منتظر بودند كه براى رفتن سر ميز ملا اشارتى كند .
وزير قوطى كوچكى كه در آن چند حب ترياك بود خواست . اين دوا در مشرق زمين جانشين مشروبات الكلى است . انواع و اقسام غذاها تهيه شده بود ولى هيچيك لايق قصور اروپائى نمىبود ، خصوصا نان آنكه خمير نپختهاى بيش نبود ، ولى بر خلاف شراب آن نهايت امتياز را داشت ، شراب اصفهان خيلى شبيه به شراب مادر است . پس از صرف شام و قهوهء تلخ و عليان بچادر ديگر رفتيم . ايرانيان پس از صرف غذا فورا دود استعمال ميكنند .
چون سفيركبير با آنكه تبحرى در علم نجوم نداشتم لطفا لقب منجمى به من داده بود وزير كه طبعا برياضيات و علم نجوم راغب است مرا دعوت كرد كه فردا رفته ملاقاتش كنم . چون مترجم معمولى ما قادر بترجمه مطالب علمى نبود مسيو - نكرى مستشار سفارت نيز بعنوان مترجم با من آمد .
ايرانيان عموما به پيشگوئى نجومى اعتقاد كامل دارند ، منهم خيال كردم كه براى ازدياد حيثيت و اعتبار سفارتخانه از اين قسمت استفاده كنم . خوشبختانه جرم مشترى در وسط صورت عقرب درخشان بود « 1 » بدين مناسبت بوزير عرض كردم
هامش
( 1 ) صورت عقرب بمناسبت ستارهء معروف انتارس كه سابقا علامت اعتدال خريفى بوده و سه ستاره درخشانى كه به شكل كمان دارد معروف است در 1817 ستارهء مشترى كه فعلا در برج جدى است در برج عقرب داخل بوده .