تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
جشنى مجلل درآورد و با زياده‌روى در دادن هدايا خزانهء دولت را به باد داد « 1 » . اين بخشش درست هنگامى انجام شد ، كه خزانه به سبب يوت « 2 » ، يعنى مرگ و ميرى ، كه پس از فوت ارغون در ارزنده‌ترين منبع درآمد ايلخان ، يعنى گله‌ها افتاده بود ، وضع نابسامانى داشت ، و مىبايستى كوشش شود تا موجودى خزانه محفوظ ماند « 3 » . از اين گذشته حملهء مصريان نيز مخارجى به بار آورد . سپاهيان سلطان مملوك در 11 رجب 691 قلعة الروم را تصرف كردند ، اما مغولان به زودى توانستند آنانرا مجبور به عقب - نشينى كنند « 4 » . در همين سال داود چهارم يكى از پسران دمتريوس دوم جانشين و ختنگ دوم شاه گرجستان شد « 5 » . وضع مالى ، كه در زمان ايلخانان پيش از گيخاتو به صورت تهديدآميزى درآمده بود ، در عهد وى موجب صدور فرمانى شد ، كه نتايجى فلاكت‌بار داشت . در 6 ذيحجهء 691 صدر الدين احمد بن عبد الرازق خلدى يا زنجانى « 6 » به سبب روابطى كه با پدر زن گيخاتو داشت ، توانست منصب صاحب ديوانى را قبضه كند . وى تصميم گرفت در ايران نيز مانند چين اسكناس را ، كه به زبان چينى آن را چاو مىخواندند ، متداول كند . در تبريز و بيشتر شهرهاى ديگر در شوال 693 اسكناس در اختيار مردم قرار گرفت . هم‌زمان با اين اقدام معامله با سكه نيز ممنوع گشت . اين كار اثراتى بس مخرب داشت . دادوستد و كسب متوقف شد ، و شهرها از سكنه خالى شدند ، چه هركس ناگزير بود براى تهيهء آذوقهء مورد نياز به روستا پناه برد ، و بيم آن مىرفت ، كه ايران زمين به صورت ويرانه‌اى درآيد . بدين‌گونه منع معامله با سكه را به زودى تضعيف و پس از دو ماه يكسره ملغى كردند « 7 » . خزانهء دولت تهى بود و صاحب ديوان اميد داشت ، كه
هامش
( 1 ) - وصاف / بمبئى 264 ص ب . ( 2 ) -Jahn 311 , Anm . 2( 3 ) -Jahn 311( 4 ) - رشيد الدين / وين 244 ر و چ ؛Bar Hebraeus 579 f .؛ ابن فوطى 477 ؛ ابن اياس ج 1 : 125 . ( 5 ) -Kartlis chovreba I 427 f .( 6 ) - دربارهء حيات او ر ك :Jahn 317 - 320( 7 ) - رشيد الدين / وين 245 ر و چ ؛ وصاف / بمبئى 275 - 272 ؛ ابن فوطى 477 ؛Orbelian / Brosset 259؛ ميرخواند ج 5 : 110 ؛ خواندمير ج 3 : 48 - گزارش مفصل در اثرJahn