غازان در عين حال اعلام كرد ، كه ميراث بازماندگان مالكينى را كه به دست بايدو به قتل رسيده بودند ، به آنان بازگردانند . تشرف غازان به دين اسلام ، و خيانت تغاچار به بايدو ، كاملا مقدمات كار را فراهم ساخت . ايلخان به سوى آذربايجان گريخت ، و در نزديكى نخجوان تعقيبكنندگان به وى رسيدند . بايدو در 23 ذيعقدهء 694 به قتل رسيد . چند تن از اميران كه در قتل گيخاتو سهيم بودند ، و نيز امير طولداى ، كه در قفقاز ايجاد بلوا و به داود ششم شاه گرجستان خيانت كرده بود ، به همين سرنوشت دچار شدند . غازان كه در اين هنگام شهر تبريز را تسخير كرده بود ، در 29 ذيعقدهء 694 بر تخت نشست « 1 » .
غازان
با آغاز سلطنت غازان دوران جنگهاى داخلى قلمرو ايلخانان ، كه پس از مرگ ارغون شروع شده بود ، پايان يافت ، دورانى كه فقط چهار سال طول كشيد ، ولى اثراتش مىتوانست بسيار مخرب باشد . هدف ايلخان جديد در سياست داخلى استقرار آرامش و درمان زخمهائى بود ، كه در سالهاى آخر قبل از او در پيكر فرسودهء ايران - زمين ايجاد شده بود . يكى از كارهاى لازم تمركز امور ادارهء كشور بود ( از جمله منع ضرب سكه بهطور آزادانه ) ؛ از سوى ديگر غازان آشكارا تعلق سرزمين ايران را به قلمرو قاآن منكر شد . اگرچه اين تعلق كاملا ظاهرى بود ، اما با اينهمه در ضرب سكه ، صدور اسناد و غيره اثرات آن ديده مىشد . تشرف غازان به دين اسلام و مرگ قوبيلاى در سال 1294 م . موجبات اصلى اين تجزيه بود . جانشينان قوبيلاى
هامش
( 1 ) - رشيد الدين / وين 255 چ تا 257 چ ، 258 چ ، 260 ر ؛ وصاف / بمبئى 324 ؛Bar Hebraeus 591 - 597؛ ابن فوطى 483 ؛ ابو الفدا ج 5 : 122 ص ب ؛Orbelian / Brosset 261؛Kartlis chovreba I 430؛ مستوفى ج 1 : 591 ؛ ميرخواند ج 5 : 115 ؛ خواندمير ج 3 :
50 ص ب .