تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
با به گردش درآوردن اسكناس بتواند بدون توجه به درآمد دولت بر مبالغ هنگفتى دست يابد ، اما ناآشنائى مردم با اين تازه‌وارد از يك سو ، و عدم اعتماد آنان به امور مالى دولت را از سوى ديگر ، نتيجهء كاملا معكوس داد . بر اين ناتوانى مالى ايلخان ، عجز سياسى وى نيز افزوده گرديد ، و بدينگونه گروهى را به دشمنى با او واداشت . در آغاز سلطنتش ، غازان برادرزادهء او مىخواست به حضور وى برسد ، ولى او اجازه نداد « 1 » . بعدها نيز در حالت مستى بر سر سفرهء طعام به شاهزاد بايدو كه در سال 690 ه . ق . وى نيز از جملهء نامزدان ايلخانى بود ، اهانت كرد . پوزش‌طلبى گيخاتو و وساطت قوبيلاى نتوانست از شاهزاده بايدو استمالت خاطر كند و لذا او پس از آن‌كه به نمايندگى از طرف گيخاتو در واسط ياغيان عرب را سركوبى كرده بود ، در بغداد و دقوق ناراضييان را به دور خود گرد آورد « 2 » ، و نيز چند تن از امرائى را ، كه گيخاتو زندانى كرده بود ، و آنها توانسته بودند از زندان بگريزند « 3 » ، به خدمت خويش پذيرفت . به دستور گيخاتو گروهى ديگر دستگير شدند ، و اين امر بروز شورش را تسريع كرد . امير تغاچار ، كه نزد ايلخان شفاعت كرده و جان دستگير - شدگان را نجات داده بود ، بيهوده پيشنهاد مذاكره داد . بايدو و سپاهيانش از بغداد به سوى تبريز حركت كردند ، و در حوالى همدان با لشكريان ايلخان روبرو شدند . گيخاتو خود نيز با سرعت در 3 جمادى الاول 694 به آنجا رفته بود . چون سرداران وى به بايدو پيوستند ، گيخاتو تصميم گرفت به آسياى صغير ، كه هنوز در نتيجهء بخشش‌هاى دوران حكومت خويش پيروانى در آنجا داشت ، بگريزد . اما به توصيهء امير تغاچار ، كه مخفيانه با بايدو تبانى كرده بود ، گمراه شد و به تبريز بازگشت ، و اميران دستگير - شده را آزاد كرد ، به اين ترتيب وى ديگر هيچگونه قدرتى نداشت . سپاهيان بايدو او
هامش
( 1 ) - رشيد الدين / وين 244 چ ، 252 . ر و چ . ( 2 ) - ابن فوطى 476 . ( 3 ) -Orbelian / Brosset 260