تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
نشده بودند ، كه بر نيروى مصريان فائق آيند ، و يا تجاوز آن را متوقف كنند ، و به همين جهت فرمانرواى جديد در اين هنگام براى روشن كردن روابط بين دو دولت توافق را جايگزين جنگ كرد . احمد در پىگيرى اين سياست جديد در جمادى الاول 681 هيئتى به دربار سلطان قلائون به قاهره فرستاد ، تا خبر تشرف وى به اسلام و هدفهاى صلح‌جويانه‌اش را به سمع سلطان برساند « 1 » . در مصر اين خبر تقريبا به سردى پذيرفته شد . سلطان در پاسخ خود ، كه وسيلهء فرستادگان مصر ارسال داشت ، اظهار خوشوقتى كرد ، كه فرمانروايان ايران نيز به تبعيت از تعاليم محمد ( ص ) پيامبر اسلام همت گمارده‌اند ، و اين همهء پيام او بود « 2 » . دربار سلطان مملوك بىشك خوشحال بود ، كه در حدود فرات از آن پس صلح و آرامش برقرار مىشد ، اما به‌هيچ‌وجه تصميم نداشت ، كه با ايلخان پيمان صلح و اتحاد برقرار كند ، برعكس به فرستادگان احمد اجازه نداد ، كه به وطن خويش بازگردند ، تا آنكه فرمانرواى ايران بدرود حيات گفت . اما اين عمل اهانت‌آميز مصريان نيز نتوانست ايلخان را از راهى كه در پيش گرفته بود ، بازگرداند . حتى در يكى از مجالس شور ، كه از بزرگان و اشراف مملكت تشكيل مىشد ، به وى پيشنهاد كردند ، كه به سوريه حمله برد ، و به اين ترتيب بدرفتارى سلطان مملوك را پاسخ گويد ، اما او اين پيشنهاد را رد كرد « 3 » . هنگامى كه بركه ، خان دشت قپچاق به دين اسلام گرويد ، سلاطين مملوك اين خبر را با خوشحالى پذيرفتند ، چه مىدانستند ، كه زمينهء مناسب جهت برقرارى روابط دوستانه به وجود آمده است . اما تشرف احمد به دين اسلام آنانرا خوشحال ننمود ، چون مىدانستند ، كه حتى در اين هنگام نيز صلح و آرامش
هامش
( 1 ) - متن اين مكتوب : مقريزى / كاترمر ج 2 ، 1 ، 162 - 160 ؛ وصاف / بمبئى 118 - 113 ؛ وصاف / هامر ج 1 : 234 - 231 . - ابو الفرج 507 - 505 ؛ ابن فوطى 424 ؛ مفضل ج 2 : 510 - 500 ؛ مقريزى / كاترمر ج 2 ، 1 ، 52 ص ب ، 159 ؛ ابو الفدا ج 5 : 62 . ( 2 ) - ( بتاريخ 1 رمضان 681 ) متن پيام : قلقشندى ج 7 : 242 - 237 ؛ وصاف / هامر ج 1 : 238 - 234 ؛ مقريزى / كاترمر ج 2 ، 1 ، 165 - 162 ؛ مفضل ج 2 : 514 - 511 ؛ ابو الفرج 518 - 510 . ( 3 ) - مفضل ج 2 : 501 ص ب .