تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
16 و 20 صفر 683 ميان آنان جنگ درگرفت ، و سپاهيان احمد بر دشمن غالب آمدند . ارغون ناگزير شد به فيروزكوه « 1 » بازگردد « 2 » . در اينجا سپاهيانى كه در نبرد خبوشان با بىميلى به احمد كمك كرده بودند ، به وى پيوستند و امير بغاى نيز به او ملحق شد « 3 » . مذاكراتى كه براى آشتى دادن اين دو انجام گرفت ، بىنتيجه ماند . خشم اشراف و بزرگان مغول بار ديگر عليه احمد به جوش آمد و از بخت بد شاهزاده هولاجو نيز در اين هنگام قيام كرد تا تخت سلطنت را به دست آورد . احمد نخست به اصفهان و سپس به اردوگاه مادر رفت . در اين‌جا سپاهيان قراوناس او را غافل‌گير كردند و با طرزى كه وصاف آن را ناپاكانه و بدسيرتانه مىنامد ، به حضور ارغون بردند . ارغون وى را به فرزندان قونغورتاى واگذار كرد ، و آنان او را در 2 جمادى الثانى 683 در مسلّمى به قتل رساندند « 4 » . اليناق اگرچه پيش از اين واقعه با ارغون همكارى كرده بود ، ولى چون رفتارى ناپايدار و ترديدانگيز داشت ، نتوانست جان سالم بدر برد « 5 » . بديهى است ، كه ارغون در اين هنگام بر تخت سلطنت ، كه با زور اسلحه به دست آورده بود ، و آن را به حق ميراث خود مىدانست ، جلوس كرد . براى حفظ ظاهر در 27 جمادى الاول 683 جلسهء انتخاب تشكيل شد « 6 » . ارغون نخست مجبور بود ، با هولاجو ،
هامش
( 1 ) - بروايت وصاف / هامر ج 1 : 267 بكلات . ( 2 ) - رشيد الدين / وين 230 چ ص ب ؛ وصاف / هامر ج 1 : 269 - 257 . ( 3 ) - رشيد الدين / وين 230 چ تا 231 چ ؛ وصاف / هامر ج 1 : 271 ص ب ؛ ابو الفرج 519 ص ب ؛ ابو الفدا ج 5 : 66 ص ب . ( 4 ) - رشيد الدين / وين 233 ر و چ ؛ وصاف / هامر ج 1 : 279 - 273 ؛Bar Hebraeus 552 f .؛ ابو الفرج 520 ؛ ابن فوطى 435 ص ب ؛Kartlis chovreba I 419 f . ; Orbelian / Brosset 238؛ مستوفى 584 ص ب ؛ ميرخواند ج 5 : 101 ص ب ؛ خواندمير ج 3 : 41 ص ب . - ماركوپولو / پوتيه 750 - 730 گزارش مىدهد ، كه ارغون بدست احمد اسير شده است ، اما ايلخان گزندى به وى نرسانده ، تا آنكه او توانسته است ، از زندان ايلخان بگريزد . اين گزارش بيشتر جنبهء افسانه دارد تا حقيقت . ( 5 ) - بروايت وصاف / هامر ج 1 : 239 اليناق از آغاز سلطنت احمد با ارغون متحد شده است . احتمال صحت اين روايت كم است . و نيز بروايت وصاف / هامر ج 1 : 272 اليناق در حين جنگ ارغون و احمد بقتل رسيد . ر ك : رشيد الدين / وين 232 چ ص ب و ميرخواند ج 5 : 103 . ( 6 ) - اين تاريخ در رشيد الدين / وين 235 ر ذكر مىشود . گزارش منابع -