تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
ساحل رود نيل از اين پس بساط خلافت عباسيان برپا شد و تا غلبهء عثمانيان به سال 927 ه . ق . بر آن سامان ادامه يافت . تفويض فرمانروائى به هلاكو در مناطق غربى قلمرو خان مغول عملا به معنى پايان حكومت ارغون بود « 1 » . هنگامى كه وى در ربيع الاول 654 به حضور هلاكو شتافت « 2 » ، توانست سرزمينى را ، كه نظم و ترتيب بر آن حكمفرما بود ، و تا حدى نيز مردم آن مرفّه مىزيستند ، به وى واگذار كند ، سرزمينى كه اكنون كاملا در دست مغولان بود . به اين ترتيب نبرد تنها در غرب ايران و بين النهرين ضرور مىنمود . اما ارغون به كلى از خدمت خان مغول خارج نشد . در آن هنگام و نيز در رمضان 656 هلاكو ، كه به مصر لشكركشى كرده - بود تا هنگام بازگشت او را در غياب خود به حكومت گمارد « 3 » . پس از سال 658 ه . ق ارغون همچنان در دربار هلاكو باقى ماند ، و يكى از مشاوران متنفذ وى بود . اما اباقا پس از آنكه بر تخت نشست ، به وى وظايفى خاص محوّل نمود و يا بهتر بگوئيم او را كاملا از مقام و منزلتى كه داشت ، محروم كرد « 4 » . ارغون ديگر در صحنهء سياست ظاهر نشد و در تاريخ 20 ذيحجه 676 در طوس بدرود حيات گفت « 5 » . فرمانروائى قفقاز نيز به عهدهء هلاكو محول گرديد « 6 » . ادعاى مالكيّت خان دشت - قپچاق نيز ، كه بر پايهء رابطهء باتو با قفقاز استوار بود ، در واقع از بين رفت « 7 » . در وضع سياسى آسياى صغير نيز مىبايستى تجديدنظرى ميشد . از اينرو هلاكو فرمان داد عزّ الدين كيكاوس دوم پسر سلطان غياث الدين متوفى در سال 644 ه . ق . به اتفاق برادرانش ركن الدين قيليج ارسلان چهارم و علاء الدين كيقباد دوم سلطنت كنند .
هامش
( 1 ) -Wilhelm von Rubruck / Wyngaert 320( 2 ) - جوينى ج 2 : 259 . ( 3 ) - جوينى ج 2 : 259 ص ب . ( 4 ) - ميرخواند ج 5 : 83 . ( 5 ) - ميرخواند ج 5 : 112 ؛ مستوفى ج 1 : 583 . ( 6 ) - رشيد الدين / كاترمر ج 1 : 136 . ( 7 ) - گزارش ( ناصحيح ) قلقشندى ج 4 : 309 سطور 2 و 3 حاكى از اينكه چنگيز خان تبريز و قسمتهاى ديگر ايران را به باتو واگذار كرده است ، و نيز ولدى 18 .