تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
ركن الدّين به دست وزيرش معين الدّين سليمان ملقّب به پروانه ، كه يكى از اشراف مغول بود ، به سال 666 ه . ق . به قتل رسيد « 1 » و پس از مرگش پسر دو سال و نيمهء وى غياث الدين كيخسرو سوم را به تخت نشاندند « 2 » ، و پروانه به نام وى به سلطنت پرداخت « 3 » . با ايجاد نظم و ترتيب در مناطق تحت سلطهء مغولان و با سقوط بساط خلافت ، كه از نظر معنوى براى عالم اسلام ضربه‌اى شديد به حساب مىآمد ، زمينه‌اى مناسب براى لشكركشى هلاكو به سوى غرب فراهم شده بود . در بغداد حكومتى موقت استقرار - يافت « 4 » ، و حملهء واحدهاى شكست‌خورده و پراكندهء سپاه خليفه ( بطوريكه جوزجانى نقل مىكند ) ، نتوانست به آن صدمه‌اى وارد آورد « 5 » . نواحى ديگر بين النهرين نيز به آسانى به تصرف مغولان درآمد ، ايلكانويان و قرابوقانويان بىزحمت زياد واسط و ايالت خوزستان را به تصرف درآوردند « 6 » ، اما شهرهاى شيعيان از بركت كياست نصير الدين طوسى خود تسليم شدند . اربل پس از محاصره‌اى كوتاه مدت ( ذيحجه 657 ) به چنگ اريق بوقا امير مغول افتاد ، كه بدر الدين لؤلؤ موصلى ويرا تقويت مىكرد . بدر الدّين با انعطاف سياسى فوق العاده‌اى كه داشت ، مصلحت در اين ديده بود ، كه به هلاكو بپيوندد « 7 » . پسر وى ملك الصالح ناگزير در لشكركشى از راه خلاط به الطاغ و دياربكر شركت كرد « 8 » ،
هامش
( 1 ) - ابن فوطى 353 . - يقين نيست ، كه اين كار آنطور كه مستوفى ( ج 1 : 485 ) گزارش مىدهد ، بدستور ايلخان انجام شده باشدMuller II 260 .از رخصت اباقا سخن مىگويد . ( 2 ) - ابن فوطى 354 ؛Zambaur 144( 3 ) - ابو الفدا ج 4 : 474 ، ج 5 : 24 . ( 4 ) - رشيد الدين / كاترمر ج 1 : 308 . ( 5 ) - جوزجانى 432 ص ب . - با قطعيت نمىتوان گفت ، كه آيا اين خبر مطابق با واقعيت است ، يا آنكه شايعه‌ايست ، كه به هندوستان رسيده است . ( 6 ) - رشيد الدين / كاترمر ج 1 : 310 ، 314 ؛ ابن فوطى 330 ص ب ؛ ابو الفدا ج 4 : 572 . ( 7 ) -Bar Hebraeus 506؛ ابو الفرج 482 ص ب ؛ ميرخواند ج 5 : 77 - او فرمان داده بود ، كه در سال 652 يعنى مدتها پيش از حملهء هلاكو بنامش سكه ضرب كنند :Brit . Museum VI , L / V( 8 ) - 22 رمضان 657 : ميرخواند ج 5 : 77 .