يكسره ريشهكن نگرديد . در اين موقع راه بين النهرين گشوده شد . از سال 1242 م .
خليفهء نالايقى به نام المستعصم بالله در بغداد فرمانروائى مىكرد . حتى وصّاف نيز ، كه در توصيف انحطاط بساط خلافت مانند نويسندگان ديگر مسلمان جانب احتياط را رعايت مىكند ، بىمحابا خليفه را به خاطر بىفكرى و سستىاش سرزنش مىنمايد « 1 » . هلاكو از همدان مكتوب متداول را با دعوت به تسليم براى خليفه فرستاد ، و در آن نام چهار نفر را برد ، كه با آنان حاضر به مذاكره بود « 2 » . از سال 629 ه . ق . خلفا از انجام اين گونه مذاكرات با فاتحان سر باززده بودند « 3 » ، و اين كار آنان نتيجهء سوئى برايشان به بار نيآورده بود . خليفه خطرى را كه در آن لحظه تهديدش مىكرد ، درنيافت ، و با اعزام رسولى كه موردنظر مغولان نبود ، خشم فرمانرواى مغولان را برانگيخت . اطرافيان المستعصم نهتنها بسيار ناقابل ، بلكه خيانتكار نيز بودند . وزير خليفه ابن العلقمى مخفيانه با هلاكو ارتباط برقرار كرد ، ولى خان مغول به راهنمائىهاى وى چندان اعتمادى نداشت « 4 » همچنين امراى لشكر خليفه نيز چندان درستكار نبودند « 5 » .
خليفه نخست مىخواست ، فرمانروائى هلاكو را به رسميت بشناسد ، و دستور دهد به نام وى خطبه بخوانند « 6 » . اما اطرافيان توانستند نظر وى را تغيير دهند « 7 » و موجب شوند ، كه او فرستادهء تازهاى نزد خان مغول گسيل دارد ، و پايان ناپيروزمندانهء تمام حملاتى را كه به بغداد شده بود ، براى وى بازگو كند « 8 » . در اين موقع خان مغول تصميم به حمله گرفت ، و در آغاز ربيع الاول 655 به تبريز يورش برد . نخست يكى از واحدهاى سپاه مغول شكست خورد « 9 » ، اما كمى پس از آن لشكر اصلى خليفه به فرماندهى فتح الدين در جنگ با يكى از واحدهاى بزرگتر سپاهيان مغول نابود گرديد . فقط يكى از فرماندهان
هامش
( 1 ) - وصاف / هامر 55 - 53
( 2 ) - وصاف / هامر 61 .
( 3 ) -Johann von Plano Carpini / Wyngaert 59 f .( 4 ) - وصاف / هامر ج 1 : 59 ص ص ب .
( 5 ) - رشيد الدين / كاترمر ج 1 : 252 ، 254
( 6 ) - رشيد الدين / كاترمر ج 1 : 240 .
( 7 ) - رشيد الدين / كاترمر ج 1 : 242 .
( 8 ) - رشيد الدين / كاترمر ج 1 : 250 .
( 9 ) - وصاف / هامر ج 1 : 65 .