تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
بر ما روشن نيست . اگرچه ممكن است ، كه حمد اللّه برخى از مواد استخراج‌شده را ذكر نكرده باشد ، اما رويهم‌رفته اين‌كه وى از معادن دوران‌هاى پيشين نامى نمىبرد ، نشانهء آن است كه مواد استخراج‌شده از آن معادن چندان اهميتى نداشته است . بديهى است كه از گزارش‌هاى دوران‌هاى بعد بايد كاملا صرفنظر كرد « 1 » .

علوم

مغولان تنها علم تاريخ را ، كه شرح وقايع دوران فرمانروائى آنان را براى آيندگان محفوظ مىداشت ، مستقيما و قويا تأييد مىكردند . اما برخى از فرمانروايان مغول خصوصا غازان و الجايتو با تاريخ رابطهء معنوى داشتند و اين رابطه در فرمان آنان به رشيد الدين كه وقايع جهانگشائى مغولان و گذشته از آن تاريخ دنيا را با استفاده از تمام منابع موجود تهيه نمايد ، و نيز در تأييد كار وصاف ديده مىشود . ما منابع تاريخى جامعى را كه دربارهء دوران مغولان نگاشته شده است ، مديون اين علاقهء خان‌هاى مغول به تاريخ هستيم . در اين‌جا توضيح تاريخ‌نويسى آن زمان را كه در جاى ديگر ذكر شده است ، تكرار نمىكنيم . از اين گذشته علاقهء علمى فرمانروايان متوجه علومى بود ، كه اميد بهره‌بردارى از آن را براى زندگى دنيوى خود داشتند ، يعنى نجوم ، كه به كمك آن براى كردار خود كسب تكليف مىكردند ، و پزشكى ، كه با وجود شيوهء زندگى ناسالم خود ، اغلب دست به دامان آن مىشدند . اين‌كه گفته مىشود منكو ، هلاكو « 2 » و يا غازان به علوم علاقمند بوده‌اند ، يا چاپلوسى است و يا آن‌كه گزارش‌دهندگان انگيزهء واقعى رفتار اين
هامش
( 1 ) - ر ك : نقشهء آخر كتاب : در تنظيم آن از حمد اللّه ج 1 : 207 - 201 ،Polo / Lemke 69 , 93 , 106، قزوينى ج 2 : 103 ، 126 ، 129 ص ب ، 164 ، 201 ، 203 ص ب ، 256 ، 275 ، 297 ، 317 ، 328 ، 332 ، 342 ، 348 ، 389 و عمرى / كاترمر 243 ص ب استفاده شده است . ( 2 ) - ابن فوطى 353 ؛ ميرخواند ج 5 : 81 .
تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 437 | برتولد اشپولر / محمود ميرآفتاب