تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 427

مساهمون:

ص٤٢٧
در دوران زمام‌دارى ابو سعيد در يكى از اين سفرها شركت داشته و آن را مفصلا توصيف كرده است « 1 » . فرمانروا در ميان امراى خود حركت مىكرد و پرچم‌داران ، طبل‌زنان و نوازندگان شيپور و بردگان همراه آنان در حركت بودند . گروه نوازندگان دربار از دو دستهء 100 نفرى تشكيل مىشد ، و در هنگام استراحت واحدهاى 10 نفرى متناوبا مىنواختند . امرائى كه در التزام فرمانروا نبودند ، متناسب با درجه و مقام خود با پرچم و طبل به همراه مىآمدند . كسانى كه دير مىآمدند ، 25 ضربه شلاق مىخوردند و نيز كفش‌هاى آنان را با شن پر مىكردند و به گردنشان مىآويختند ، و آنان ناگزير بودند پياده راه‌پيمائى كنند ، و به اين ترتيب مجازات مىشدند . مغولان صبحگاه حركت مىكردند و در ساعات بسيار گرم نيمروز استراحت نمىنمودند ، و بعد از ظهر دوباره سفر را ادامه مىدادند . هنگام حركت نخست امير پيش‌دار بر اسب مىنشست ، سپس فرمانروا و همسران او بر اسب‌هاى خود سوار مىشدند ، بعد از آن اثاثيهء خانوادهء خان بار مىشد ، و در پايان امراء حركت مىكردند . عموما سفر آزاد بود ، اما گاه‌گاه پس از مرگ خان مغول از جمله كيوك « 2 » و هلاكو « 3 » مسافرت منع مىگرديد . بدين‌وسيله از يكسو سوگوارى دولت مجسم مىگرديد ، و از سوى ديگر از گسترش سريع خبر مرگ فرمانروا - پيش از آن‌كه جانشينش سررشتهء امور را به دست گيرد - جلوگيرى مىشد . هرج‌ومرج زمان جنگ و وجود راهزنان ، كه پس از مرگ هلاكو بار ديگر سر برافراشتند ، بيشتر از آن‌چه گذشت ، مانع مسافرت مردم مىگرديد . دسته‌هاى راهزنان با پيوستن بردگان فرارى و روستائيان غارت‌شده به آنان افزايش مىيافت ، و اين دسته‌ها مخفىگاههائى در اختيار داشتند . در برخى مناطق حتى اجناسى كه آنان
هامش
( 1 ) - ابن بطوطه ج 2 : 128 - 125 . ( 2 ) - رشيد الدين / كاترمر ج 1 : 229 . ( 3 ) - رشيد الدين / وين 213 چ ؛ ميرخواند ج 5 : 82 .