دوچرخهاى جاى مىگرفتند « 1 » ، و اين نوع گارى در آن زمان بسيار متداول بود ، و از جمله ويلهلم فنروبروك نيز با يك چنين وسيلهاى سفر كرده است . در زمستان سورتمه - هائى كه سگها آن را مىكشيدند ، از وسائل متداول مسافرت بود « 2 » . احتمالا سورتمههائى هم وجود داشته است ، كه وسيلهء اسب كشيده مىشد .
در هنگام لشكركشى از اسب استفاده مىشد . مغولان براى عبور از رودخانه از پوست حيوانات كيسههاى بزرگ مىدوختند و آن را از هوا پر مىكردند و بر روى آب مىانداختند . هريك از مغولان اشياء و اسلحهء خود را بر روى يكى از اين كيسههاى شناور قرار مىداد ، و خود با اسبش وارد آب مىگرديد ، و كيسهء شناور را نيز با خود مىكشيد . مغولان براى جلوگيرى از فشار آب تعداد كثيرى اسب را وارد بستر رودخانه مىكردند و اين اسبان حصار دفاعى زندهاى تشكيل مىدادند . مملوكان نيز از اين شيوهء ديرينه آگاهى داشتند « 3 » . به اين ترتيب مغولان بىآنكه پلى وجود داشته باشد « 4 » ، از رودهاى بزرگ صعب العبور مىگذشتند « 5 » . عشاير بىترديد در هنگام كوچ اين شيوهء عبور از رودخانه را در دورانهاى بعد نيز حفظ كردهاند .
هلاكو در لشكركشىهايش اين شيوه را ديگر مناسب نمىدانست . او فرمان داد ، كه پلهائى ساخته شود « 6 » . در سال 665 ه . ق . نيز كه اباقا با خان دشت قپچاق مىجنگيد ، بر روى رود جيحون پلى از كشتىهاى كوچك زده شد « 7 » .
هنگامى كه فرمانروا به همراهى ملازمانش از نقطهاى به نقطهء ديگر سفر مىكرد ، و تمام دربار در التزام ركاب او بود ، پيشبينىهاى خاص ضرورت مىيافت . ابن بطوطه
هامش
( 1 ) -Haenisch 49( 2 ) - ر ك :J . P . CarpiniوW . v . RubruckوMarco Polo( 3 ) - وصاف / بمبئى ج 1 : 178 .
( 4 ) - ميرخواند / يوبرت 108 .
( 5 ) - ابن اثير ج 12 :
241 ؛Burton 274 ; J . P . Carpini / Wyngaert 80 f . ; Parisiensis III 488( 6 ) - رشيد الدين / كاترمر ج 1 : 134 ، 146 .
( 7 ) - رشيد الدين / كاترمر ج 1 : 152 ؛Tiesenhausen I 201