و بيگانگان بود . خواه هنگامى كه خان مغول شاهزادگان خارجى را به زنى مىگرفت ، و يا وقتى كه به شاهان دستنشانده و يا صاحبمنصبان و سرداران برجسته - حتى هنگامى كه غيرمغولى بودند - خواهران و يا دختران فرمانروا را به زنى مىدادند « 1 » ، و يا هنگامى كه دشمنان مغلوب و يا اميران پناهنده را دعوت به زناشوئى با زنان مغول مىكردند .
به اين ترتيب خورشاه پيشواى اسماعيليه در سال 654 ه . ق . پس از آنكه تسليم مغولان شد ، با يكى از دختران بزرگزادهء مغول ازدواج كرد و در نظر بود « 2 » ، كه اميران مصرى را كه در سال 697 ه . ق . به خدمت غازان درآمده بودند ، از راه ازدواج با زنان مغول بيشتر به ولىنعمت جديدشان بپيوندند « 3 » . حتى مادران برخى از فرمانروايان ناگزير ، به سبب برخى از ملاحظات سياسى ، تن به ازدواج اجبارى مىدادند .
بديهى است ، كه مغولان زنان و دختران فرمانروايانى را كه مغلوب شده بودند ، همهگونه در اختيار داشتند . به اين ترتيب جغتاى در سال 618 ه . ق . زنان حرمسراى جلال الدين را تصاحب كرد ، و سپس آنان را ميان اطرافيانش تقسيم نمود . يكى از دختران شاهزادهء خوارزم اجازه يافت ، كه در سال 655 ه . ق . به عقد الملك الصالح فرمانرواى موصل درآيد « 4 » .
علاوه بر آنكه نامزدى كودكان با يكديگر وسيلهء پدران و مادران آنان متداول بود ، به رسم چينىها و همانطور كه در ياسا نيز پيشبينى شده بود ، چنانچه پيش از آنكه اين كودكان به عقد يكديگر درآيند مىمردند ، پس از مرگ آنان نيز آنها را به ازدواج يكديگر درمىآوردند ، در اين صورت قرار داد ازدواج با عروسك و يا تصاويرى ، كه روى كاغذ كشيده بودند ، و نشانهء نامردان متوفى بودند ، با جهيزيه ( خدمه و اسب ، حيوانات ديگر ، لباس ، پول و وسائل خانه ) طعمهء آتش مىشد . پدران و
هامش
( 1 ) - ميرخواند ج 5 : 17 ؛Kartlis chovreba I 425( 2 ) - رشيد الدين / كاترمر ج 1 : 216 ؛ ميرخواند ج 5 : 70 .
( 3 ) - مفضل ج 2 : 609 ؛ ر ك ابن فوطى 498 .
( 4 ) - جوينى ج 2 : 400 ص ب ؛ نسوى 41 ؛Bar Hebraeus 499