با شتاب به تجهيز سپاهيان خود پرداخت . سرداران خوارزمشاه در اين فكر بودند كه آيا سپاهيان خوارزم از سيحون بگذرند و نبرد اصلى را در آن سوى رود آغاز نمايند ، يا دشمن را اجازه دهند تا وارد قلمرو خوارزمشاه گردد و وى را در دامنهء كوهستانى غافلگير كنند و سرانجام به نظر دوم گراييدند . ابن اثير و نسوى « 1 » نقل مىكنند ، كه خوارزمشاه پيش از اين تاريخ نيز يك بار به سرزمين دشمن حمله برده و با گروهى از جنگاوران مغول برخورد كرده بود « 1 - » ، ولى جوينى از اين حمله ذكرى نمىكند . اين حمله آشكارا عواقبى نداشت و اين خود نشانهء آن است كه چنگيز خان تا اين زمان از هر نوع برخوردى با خوارزمشاه دورى مىجسته است .
اما هنگامى كه خوارزمشاه دستور قتل سفير تام الاختيار چنگيز خان را داد و خود او را هم به باد دشنام گرفت « 2 » ، ديگر هيچ نيروئى نمىتوانست خان مغول را آرام كند . ترديد نيست كه جريان وقايع چنگيز خان را كه در برابر يك فشار اخلاقى نيز قرار گرفته بود ، در اين لحظه وادار به لشكركشى نمود ؛ و گرنه مسلم است ، كه مغولان به قلمرو خود در آسياى مركزى قناعت نمىكردند و سرانجام به سرزمينهاى جنوب غربى آسيا حملهور مىشدند ، چنان كه فرمانروايان نامدار تركستان همواره چشم طمع به فلات ايران داشتند . علاوه بر اين مغولان در نخستين سالهاى وحدت خويش ايمان راسخ داشتند ، كه تحت رهبرى فرمانرواى خود مالك جهان خواهند شد و مىدانستند كه براى رسيدن به اين هدف نبردى سخت در پيش دارند .
چنگيز خان نيز بىشك به اين « خواست سرنوشت » ايمان داشت ، و طبيعى
هامش
( 1 ) - ابن اثير ج 12 : 237 ص ب .
( 2 ) - ابن اثير ج 12 : 238 ؛ مستوفى ج 1 : 497 . براى اطلاع از جنگهاى طرفين ر ك :Ohsson I 207 - 352 ; Howorth I 73 - 94 ; Ivanin 47 - 81 ; Chara - Davan 109 - 134 ; Vladimircov Cingiz - Han 123 - 138 ;اقبال ج 1 : 88 - 15 ؛ عزاوى 128 - 93 . گزارشهاى منابع چينى آنطور نيست ، كه بتواند بر اطلاعات ما دربارهء اين جنگها بيفزايد .
( 1 - ) - من بكتاب الدولة الخوارزميه و المغول تأليف احمد حمدى ، قاهره 1949 دسترسى نداشتهام .