قلمرو خود را در مقابل فرمانروايان همسايه حفظ كنند . چه در شرق قلمرو خلافت ، محمد بن تكش خوارزمشاه قدرت بسيار يافت ، و براى دستگاه خلافت چنان خطرى شد ، كه مىبايست پيوسته از وى برحذر باشند . خوارزمشاه در اين هنگام در مرزهاى شرقى كشورش با شاهان قراختاى و غور سرگرم نبرد بود ؛ اما در آن روزگار كسى در بغداد نمىدانست ، كه اين جنگها چه مدت دوام خواهد يافت ؛ و نيز احتمال مىرفت ، كه خوارزمشاه پس از پايان اين جنگها با تمام نيرو به خليفهء عباسى الناصر حمله برد .
در اين موقع يعنى سال 614 ه . ق . به دربار خليفه گزارشى رسيد ، كه در آسياى مركزى تموچين نامى كه مغولان وى را به رياست برگزيده و به او لقب چنگيز خان داده بودند ، توانسته است سرزمينهاى قبايل گوناگون را تحت فرماندهى خود با يكديگر متحد كند و به اين ترتيب نيرويى عظيم به وجود آورد . ميرخواند مورخ ايرانى كه با وقايعى كه مىنگاشت ، تا حدى فاصلهء زمانى داشت ، نقل مىكند « 1 » ، كه خليفه از روى ناچارى به اين فرمانروا روى آورد ، تا خطرى را كه از جانب همسايگان متوجه قلمرو خلافت بود ، دفع نمايد ؛ اما خان مغول درخواست وى را اجابت نكرد . اكنون نميتوان با اطمينان گفت ، كه آيا خليفه خود در وارد آوردن بزرگترين ضربهء تاريخ بر عالم اسلام مصمم بوده است يا نه . اما سر زدن چنين عملى از الناصر لدين اللّه كه سخت سرگرم سياست بود ، غيرممكن نمىنمايد ، بخصوص باتوجه به اينكه هيچكس در آن هنگام از قدرت واقعى خان مغول آگاه نبود و عواقب بيدارى ميل او را به دستيازى نمىتوانست پيشبينى كند . چون ميرخواند در ارسال اين پيغام از جانب خليفه به خان مغول ترديدى نداشته است ، مىتوان گفت ، كه در آن عصر ديگران نيز آن را محتمل مىدانستهاند ؛
هامش
( 1 ) - ميرخواند ج 5 : 25 - معلوم نيست كه چراBarthold , Turk . 399 f .وF . I , I 896اعزام سفيرانى را از جانب خليفه به حضور چنگيز غيرممكن مىداند ؛ ر ك :Taeschner in EI . III 930وOrdensrittertum ( Wie S . 163 , Anm . 2 ) , S . 403 .