را كه او خود تأليف كرده ، رشيد الدين به شيوهء « يهود » دزديده و به خودش نسبت داده است « 1 » .
اين سؤال كرارا پيش آمده است ، كه آيا مىتوان به شايعات تعلق رشيد الدين به قوم يهود اعتماد كرد يا نه ؟ . صرفنظر از اينكه تعداد كثيرى از منابع او را يهودى مىدانند ، و برخى از اتفاقات در جريان محاكمهء او نيز صحت اين خبر را تأييد مىكند ، باز مىبينيم ، كه رشيد الدين در اثر تاريخى خود هنگامى كه از يهوديان صحبت به ميان مىآورد ، اخبار ناگوار را مسكوت مىگذارد « 2 » . رشيد الدين بر خلاف ابو الفرج ، كه رابطهاش را با يهوديان قطع كرده بود ، از اينكه خاخامها در زمان منكو به دستور قاآن ناگزير از پرداخت ماليات بودهاند ، ذكرى نمىكند و تعلق سعد الدولهء وزير را نيز به قوم يهود ناگفته مىگذارد . اين نشانههاى درونى كه بر افراد ناوارد پنهان مىماند - چه كسى كه تاريخ او را بهخواند ، به آسانى توجه به اين نكات نخواهد كرد - باتوجه به آنچه كه گذشت ، اينطور جلوه مىدهد ، كه رشيد الدين واقعا يهودى بوده است . اين وزير حداقل در مجامع عمومى از منافع يهوديان دفاع نمىكرد : در دوران وزارت او بود ، كه الجايتو در سال 710 ه . ق . مقبرهء ذو الكفل پيغمبر يهود را كه در شمال كوفه واقع بود ، ضبط كرد و ادارهء آن را به مسلمانان سپرد « 3 » .
قتل رشيد الدين يهوديان را از اشتغال به مشاغل دولتى براى هميشه محروم نكرد .
نهتنها غياث الدين محمد پسرش ، كه از كودكى مسلمان بود ( در دوران سلطنت ابو سعيد يعنى ايلخانى كه دستور قتل پدرش را داده بود ) ، وزير شد ، بلكه منصور بن ابى الهارون
هامش
( 1 ) - كاشانى 37 چ .
( 2 ) - از جمله رشيد الدين / وين 318 ر و چ دربارهء خريد و فروش اسلحه و تقلبهائى كه معمول مىداشتند .
( 3 ) - حمد اللّه ج 1 : 32 ص ب .