تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
طبابتش در دربار وجهه‌اى يافت ( لقب الطبيب را به همين سبب به وى داده‌اند ) . مخالفان براى سرنگون كردنش به وى تهمت زدند ، كه هنوز پنهانى متدين به دين موسى است « 1 » . تعداد كسانى كه در آن روزگار ظاهرا به اسلام ايمان مىآوردند ، كم نبود « 2 » و به همين سبب مسلمانان به افراد مشكوك تكليف مىكردند غذائى را كه از گوشت شتر و شير ترشيده تهيه شده ، و طبق آيات 25 و 26 از سفر خروج ( سى و چهار ) خوردن آن براى يهوديان ممنوع بود بخورند « 3 » . از آن گذشته بدخواهان رشيد الدين مىگفتند كه او با « جهودكى » ارتباط دارد و نامه‌هائى « به خط رمز » با وى ردوبدل مىكنند « 4 » . در واقع نجيب الدوله و همسر سعد الدولهء وزير ، شاكيان اصلى كه هردو در اصل يهودى بودند و بعدها به اسلام گرويدند ، اين « جهودك » را با رشوه براى انجام مقاصد پليد خود خريده بودند . ايندو آن يهودى را به خدمت رشيد الدين فرستادند ، و او توانست در مدت كوتاهى اعتماد وزير را نسبت به خود جلب كند . منظور آنان از « خط رمز » چيزى جز حروف عبرى نمىباشد ، و ترديد نيست ، كه مردم اتهامى را كه اينان به رشيد الدين نسبت مىدادند ، قابل‌قبول مىدانستند و به اين سبب مىتوان گفت ، كه مردم نيز رشيد الدين را يهودى مىپنداشته‌اند ، چه در غير اين صورت آنان قبول نمىكردند ، كه رشيد الدين بتواند به خط عبرى نامه بنويسد . پس از مرگ رشيد الدين سر او را به‌عنوان سر يك يهودى از معابر گذراندند « 5 » و مردم محله‌اى را كه به فرمان او در تبريز ساخته شده و به « ربع رشيدى » شهرت يافته بود ، ويران كردند و صد سال بعد ميران شاه پسر ديوانهء تيمور فرمان داد ، تا جنازهء او را به گورستان يهوديان منتقل كنند « 6 » . ابن بطوطه « 7 » نيز او را يهودى مىنامد ، و كاشانى رشيد الدين را سرزنش مىكند ، كه تاريخى
هامش
( 1 ) - كاشانى 82 چ . ( 2 ) - كاشانى 34 چ . ( 3 ) - كاشانى 34 چ . ( 4 ) - كاشانى 87 ر تا 88 چ . ( 5 ) - مقريزى : كتاب السلوك كه در رشيد الدين / كاترمر ج 1 :XLIIIآمده است . ( 6 ) - تمام منابع مربوط به اين واقعه در مقدمه رشيد الدين / كاترمر نقل شده است . ( 7 ) - ابن بطوطه ج 2 : 116 .
تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 250 | برتولد اشپولر / محمود ميرآفتاب