ماليات معاف كرد ، و آنچنان براى رونق و ترويج دين وقت و نيرو صرف كرد ، كه پس از 9 سال سلطنت هنگام مرگش يقين داشت ، كه مردم ايران را قطعا به دينى كه پيش از تسلط مغولان داشتهاند ، بازگردانيده است « 1 » . با اينهمه در بستر مرگ به بزرگان و اشراف مملكت پند داد ، كه در ايمان به دين تازه پايدار باشند « 2 » .
در اين هنگام مىبايست كشمكش ميان نيروى دولت و اسلام - با وجود تقسيم اهل سنت به چهار مكتب فقهى ( مذاهب ) - پايان يابد ، اما وجود سنيان و شيعيان ، كه با يكديگر در حال مبارزه بودند ، مانع به وجود آمدن چنين آرامشى مىشد .
هنگامى كه غازان به اهل سنت پيوست ، هنوز نيز در نظر شيعيان داراى ايمان ديگرى بود ، و برخورد ايلخان با اين جامعهء مذهبى اجتنابناپذير بود . تشيّع كه خود نيز به فرق گوناگون تقسيم مىشود ، در آن هنگام در ايران به صورت شيعهء اثنى عشرى ، كه پس از پيغمبر به امامت دوازده تن از اخلاف او قائل است ، رواج داشت « 3 » . خلفا ، كه جمله سنى بودند ، پيوسته به سركوبى شيعيان مىپرداختند ، و بدينترتيب عكس - العمل شيعيان در برابر هلاكو با واكنش سنيان تفاوت داشت . مىتوان گفت ، كه وضع آنان تا حدى شبيه وضع مسيحيان بود ، و واقعا ميان اين دو جامعهء مذهبى روابطى وجود داشت ، از جمله گروهى از مسيحيان بغداد ، كه سخت تحت فشار قرار گرفته - بودند ، توانستند به خانهء راضى الدين تائوسى كه از اجلهء اعقاب حضرت على ( ع ) بود ، پناهنده شوند « 4 » .
چون شيعيان - بهخصوص هنگامى كه مقامات دولت آنان را سركوبى مىكردند - به فعاليتهاى نيمهپنهانى دست مىزدند ، به اين سبب اطلاعات دقيق و پيوستهاى از چگونگى فعاليت آنان در دست نيست . تنها اعضاء برجستهء جامعهء شيعه در زمرهء
هامش
( 1 ) - ميرخواند ج 5 : 115 .
( 2 ) - وصاف / بمبئى 457 ؛ كاشانى 9 چ ، 10 ر .
( 3 ) - ر ك :Strothmann in EI , IV 376 - 385( 4 ) -Bar Hebraeus 376؛ ابن فوطى 354 .