نظارت بر تمام حوزههاى كليسائى و صومعههاى متعدد آسياى صغير را از سلطان سلجوق به دست آورد « 1 » . در دوران افول قدرت ايلخانان حتى اتفاق مىافتاد ، كه چون مغولان يكى از روحانيان را پيشواى كليسائى مىكردند ، رقيب او نزد يكى از سلاطين كشورهاى همسايه مىرفت ، تا به يارى آن سلطان او نيز به همان سمت منصوب گردد « 2 » . حتى كار به جائى رسيد ، كه احمد ايلخان مسلمان در سال 1283 م . با آنكه كليساى نسطورى مطرانى داشت ، كه مورد تأييد وى قرار گرفته بود ، ايگناز چهارم را نيز به اين سمت منصوب داشت .
خبرى در دست نيست ، كه آيا مسيحيان متوجه اين وضع ناهنجار بودهاند يا نه .
ابو الفرج تنها يك بار گزارش مىدهد ، كه به سال 1268 م . ايگناز سوم مطران كليساى يعقوبى را از مراجعه به « هونها و بربرها » براى رتقوفتق امور كليسا برحذر داشته است . به نظر ابو الفرج اختلاف ميان مسيحيان بايد توسط خود ايشان حل مىشد « 3 » .
بههرحال نوشتن چنين مطلبى در زمان حكومت مغولان نشانهء دليريست .
آخرين ايلخانان مسلمان به اين قناعت مىكردند ، كه در ازاى پولى كه به آنان پرداخت مىشد ، فرمان صادر كنند . اما هلاكو باتوجه به وضع خاصش خود را محق مىدانست ، كه به دلخواه خويش در ادارهء امور كليسا - و نه اصول دينى - دخالت كند . او از جمله روابط حقوقى و شخصى را از برخى كليساها سلب مىكرد ، و بعضى را مورد حمايت قرار مىداد ، و نيز رأسا فرمان تأسيس دير مىداد ، بىآنكه اين فرمانها لغوناپذير باشد . او حتى يكى از مأموران خود را براى نظارت در كار جاثليق كليساى گرجستان به آنجا فرستاد « 4 » .
اين رابطه و بستگى نزديك مسيحيان با دولت موجب مىشد ، كه گاهگاه آنان
هامش
( 1 ) -Bar Hebraeus , Kirchg . II 743( 2 ) -Bar Hebraeus , Kirchg . II 785 f .( 3 ) -Bar Hebraeus , Kirchg . III 439 f .( 4 ) -Kartlis chovreba I 380