حسدورزى آباء كليسا با يكديگر و اختلافنظر در هنگام انتصاب پيشوا و بالاخره توسل به فرمانرواى غيرمسيحى به منظور اعمال نفوذ ، وجههء كليسا را سخت به خطر انداخته بود .
پيش از اين تاريخ نيز وضع طور ديگرى نبوده است . سلطان دمشق با موافقت فرمانرواى سلجوق و بايجو حاكم مغول به سال 1253 م . يوحنا بن معدنى را بهعنوان مطران تعيين كرد « 1 » ، اما او نتوانست پيش از مرگ رقيبش - يعنى ديونيس كه قبلا از او صحبت شد - نفوذى به دست آورد . در سال 1256 م . خليفه از اختلاف موجود در مجلس انتخاب جاثليق كليساى نسطورى استفاده كرد ، و مكيكاى دوم را بر رقيبش ابن دنها مقدم شمرد « 2 » . پيشآمدهائى شبيه آنچه گذشت ، نادر نبوده است . وجه مشترك ميان تمام اين اتفاقات آن است ، كه آباء كليسا مىكوشيدند ، تا با پرداخت رشوه به فرمانرواى مسلمان موقعيت خود را تحكيم كنند .
در دوران زمامدارى هلاكو نيز اين وضع ادامه يافت . به يقين نمىتوان گفت ، كه آيا ابو الفرج ، كه ذكرى از پول نمىكند ، تنها خواسته است آبروى دولتى را كه در تحت لواى آن مىزيسته است حفظ كند ، و يا اينكه هلاكو واقعا در تصميماتى كه مىگرفته ، تنها به مصالح سياسى توجه داشته است . اما ستيزهجوئى و رقابت همچنان ادامه داشت . بدينگونه ابو الفرج و روحانيون ديگر پس از مرگ يوحنا بار معدنى به سال 1263 م . مانع آن شدند ، كه اسقف تئودر قوپليضا به مطرانى انتخاب شود ، و به جاى او ايگناز سوم را به اين مقام رساندند . ايگناز از هلاكو فرمانى گرفت ، كه اباقا نيز بعدا آن را تأييد كرد « 3 » . آباء زيرك كليسا از سوى ديگر نيز با اتكاء به نيروهاى محلى مىكوشيدند قدرت خود را افزايش دهند . مثلا يوحنا بار معدنى در سال 1261 م .
هامش
( 1 ) -Bar Hebraeus , Kirchg . II 707 , 711 - 721( 2 ) -Bar Hebraeus , Kirchg . III 423 f .( 3 ) -Bar Hebraeus , Kirchg . II 755 f . , 759 f .