انتصاب وى به مخالفت پرداختند ، و از آن جلوگيرى كردند . چون لحظات واپسين زندگى خليفه فرارسيد ، او وزيرانش را به همراهى جاثليق كليساى نسطورى نزد هلاكو فرستاد ، به اين اميد كه اين پيشوا بتواند نظر خان مغول را تغيير دهد « 1 » . چون بغداد سقوط كرد ، مسيحيان آنجا تحت حمايت روحانيان در كليساى بزرگ شهر اجتماع كردند ، و اگرچه در بغداد قتل و غارت فراوان شد ، اما اين عده و مسلمانانى كه به آنان پناه برده بودند « 2 » ، از هرگونه آسيبى مصون ماندند . در اين هنگام حتى خان مغول نيز نتوانسته بود ، به وعدههاى خود وفا و جان قضات ، علما ، شيوخ و اعقاب حضرت على ( ع ) را حفظ كند « 3 » . بديهى است كه برخى از مسيحيان در معابر به قتل رسيدند ، اما فرمانرواى مغول نشان داد ، كه اعتماد مسيحيان به وى و بهخصوص به همسر او دقوز خاتون كه يك نسطورى مؤمن بود ، به جا بوده است « 4 » .
آيا در اين صورت منطقى نبود ، كه مسيحيان مغولان را ناجى خود بدانند ، و چون سپاهيان مغول به سال 1260 م . به دمشق وارد شدند ، مسيحيان آن شهر از آنان با فريادهاى شادى استقبال كنند ؟ مسيحيان در اين هنگام مىتوانستند با صليبهاى افراشته از معابر شهر بگذرند ، و حتى روايت مىشود ، كه به مسلمانان شراب پاشيدهاند .
كيوك پيش از آن وعده داده بود ، كه كليساهاى ويرانشده را از نو بسازد « 5 » . در اين موقع زمان مناسب براى آنكه مغولان به اين نوع وعدهها وفا كنند ، فرارسيده بود .
بديهى است كه اين رفتار مسيحيان در روحيهء مسلمانان بىاثر نبود . چون سپاهيان مغول در سپتامبر 1231 م . جلال الدين خوارزمشاه را تا دياربكر تعقيب كردند ، عيسويان مورد تعرض مسلمانان قرار گرفتند ، و حتى سر اسقف كليساى يعقوبى مشرق در
هامش
( 1 ) - رشيد الدين / كاترمر ج 1 : 282 .
( 2 ) - ابن فوطى 339 ؛Bar Hebraeus 505( 3 ) - رشيد الدين / كاترمر ج 1 : 238 ، 282 .
( 4 ) -Bar Hebraeus 491 , 509؛ ابو الفرج 461 ؛Vartan 291 ; Zyriak 491 ; Malachias 33( 5 ) -Batton 12