صحبت از حيات روحانى و اصول عقايد جوامع دينى نيست ، مىتوان عموما دربارهء رابطهء ايلخانان با تمام كليساها صحبت كرد . مغولان تمام مسيحيان را يكسان مىدانستند ، همانطور كه كيوك در مكتوبى به لوئى يازده پادشاه فرانسه اين نكته را تأكيد كرده است « 1 » .
در لشكركشى هلاكو به خاور نزديك حكومتهاى مسلمان بودند ، كه با مغولان به مقابله برخاستند - قفقاز قبلا تصرف شده بود - : اسماعيليه ، خلفاى بغداد ، حكومتهاى محلى ايوبيان در شمال بين النهرين و شمال سوريه . حتى پس از غلبه بر اين حكومتها نيز دولتى اسلامى دشمن اصلى ايلخانان ماند : مصر . مملوكان هيچگاه از مغولان يك - سره شكست نخوردند و به اين سبب مسلمانان سوريه و آسياى صغير پيوسته اميدوار بودند ، كه با كمك مصر - يعنى يك دولت اسلامى - بتوانند دوباره استقلال از دست - رفتهء خود را بازيابند ، و به همين سبب است ، كه پيوسته حملات سپاهيان مملوك شورش مسلمانان اين مناطق را به دنبال داشت .
به اين ترتيب كاملا طبيعى است ، كه مغولان به مسيحيان روى خوش نشان دادند ، و به آنان آزادىهائى اعطاء كردند ، كه در طى قرنها از آن محروم بودهاند ، تا به اين ترتيب پيوند مسيحيان را با خود محكمتر كند . نيز بديهى است ، كه مسيحيان مشرق - زمين در اين شرايط ، و باتوجه به گسترشى كه دين مسيح در زمان زمامدارى مغولان يافته بود ، اميدوار بودند ، كه بتوانند ايلخانان را مؤمن به دين مسيح كنند . لذا اميد از يكسو و حسابگرى سياسى از سوى ديگر موجب اتحادى شد ، كه در طول دهها سال رضايتبخش بود . از آن گذشته دين بودا در نظر مسلمانان دينى چند خدائى بود ، و به اين سبب قاطبهء مسلمانان ايلخانان بودائى را كافرانى نفرتانگيز مىدانستند ، و بالاخره فرمانروايان ايران زمين با طرز تفكر سياسى و مذهبىئى كه داشتند متمايل بودند ، كه با دول مسيحى مغربزمين براى سركوبى مصريان متحد شوند . اتفاقا در
هامش
( 1 ) -Batton 12 ; Golubovich II , 389 , in Nr . 92