افراسياب را تأييد كرد « 1 » . سرانجام غازان به خاطر قتل بايدو شحنهء اصفهان و به اصرار امير هودوق ، افراسياب را از سلطنت عزل كرد ، و در 27 ذيحجهء 695 دستور قتل او را داد « 2 » .
در دوران سلطنت جانشينان افراسياب ، كه همه فرمانبر مغولان بودند و براى آنان هدايائى مىفرستادند و به حضور آنان مىرسيدند « 3 » ، لرستان ديگر اهميت لشكرى نداشت . به اين سبب زندگى داخلى اين سامان بهتر تكامل يافت ، و از اختلاف با مغولان مطلقا جلوگيرى به عمل آمد . نصرت الدين احمد برادر و جانشين افراسياب يك سوم از ماليات را به مصارف دينى و يك سوم را به مصارف لشكرى ( و ساير مخارج دولت ) و بالاخره يك سوم را به مخارج شخصى و خدمهاش اختصاص داد « 4 » . او قطب الدين فرزند نايب عماد الدين پهلوان و پس از مرگ او فرزند خويش ركن الدين يوسف شاه را نامزد جانشينى كرد . ركن الدين به سال 733 ه . ق . با عنوان يوسف شاه دوم سررشتهء امور دولت را به دست گرفت ، و با مدارا و نرمش فرمانروائى كرد « 5 » . يوسف شاه دوم در سال 740 ه . ق . در 43 سالگى در شوشتر مرد ، و در همانجا مدفون شد . مظفر الدين افراسياب دوم « 6 » پسرش جانشين وى شد ، و در دوران زمامدارى او بود ، كه روابط ميان لرستان و مغولان كاملا قطع شد . مظفر الدين در سال 756 ه . ق . مرد « 7 » .
لرستان كوچك
چون بدر الدين مسعود بن بدر در سال 640 ه . ق . در خرمآباد جانشين برادرش عز الدين گرشاسب شد ، خليفه سلطنت او را تأييد نكرد ، و او ناگزير دست به دامان
هامش
( 1 ) - وصاف / بمبئى 267 ؛ مستوفى ج 1 : 545 .
( 2 ) - رشيد الدين / وين 262 چ ؛ مستوفى ج 1 : 546 ؛ ميرخواند / مورلى 66 ص ب .
( 3 ) - ابن بطوطه ج 2 : 31 .
( 4 ) - مستوفى ج 1 : 546 ؛ ابن بطوطه ج 2 : 31 ، 35 .
( 5 ) - گرچه ابن بطوطه ( 2 : 30 ص ب ) گزارش مىدهد ، كه بحضور افراسياب دوم پسر احمد رسيده است ، اما از قرائن وى بدربار اين فرمانروا بار يافته است .
( 6 ) - ميرخواند / مورلى 69 - 67
( 7 ) -Zambaur 234