با اينهمه فرمانروايان گيلان براى حفظ قلمرو خود قبول كردند ، كه ساليانه 000 ر 20 دينار خراج بپردازند « 1 » و حداقل تا هنگام مرگ الجايتو به تعهد خود عمل نمودند « 2 » .
گيلان در آن موقع به دوازده منطقه تقسيم مىشد ، كه هريك اميرى داشت .
از نام اين مناطق گزارشهاى گوناگون به دست ما رسيده است « 3 » . اما چهار قسمت كه با يكديگر نيز قراردادى داشتند ، بىترديد متنفذترين اين اميرنشينان بودند ، و از قسمتهاى ديگر نيز حمايت مىكردند « 4 » . اين چهار منطقه عبارتند از : فومن كه در وسط سرزمين گيلان و در نزديكى كوهستان واقع است . لاهيجان « 5 » كه در واقع مىبايست جزو رشت باشد ، نيز ضميمهء اين اميرنشين بود . فرمانرواى فومن كه تنها امير شافعى گيلان بود ، با مغولان روابط بازرگانى نزديك داشت « 6 » .
فرمانرواى توليم نيز همچون امير نامبرده در حدود 1000 سپاهى در اختيار داشت ، و پيروزى سال 1307 م . بر مغولان بيشتر نتيجهء كوششهاى او بود . او حنبلى بود ، و بيش از ساير اميران آن سامان قدرت داشت « 7 » .
اگرچه فرمانرواى گسلر با امير توليم قرارداد بسته بود ، اما روابط آنان خيلى دوستانه نبود « 8 » . رشت چهارمين اميرنشين زورمند آن سامان بود « 9 » .
اين اميران قلمرو محدود و متناسب با آن دربارى كوچك داشتند ، اما با اينهمه نشانههاى ظاهرى پادشاهان چون طبلخانه و رقبه را دارا بودند . درآمد آنان اغلب از مواد خام بود . قصرهاى آنان ، همانطور كه در آن سرزمين متداول بوده است ، از
هامش
( 1 ) - حمد اللّه ج 1 : 162 .
( 2 ) - حافظابرو 6 چ .
( 3 ) - بروايت عمرى / كاترمر و ميرخواند ج 5 : 131 .
( 4 ) - عمرى / كاترمر 293 ص ب ؛ قزوينى ج 2 : 236 . -Kartlis chovreba I 443گذشته از رشت نامهاى ديگرى را گزارش مىدهد .
( 5 ) - حمد اللّه ج 1 : 162 لاهيجان را دومين مركز ادارهء امور گيلان معرفى مىكند .
( 6 ) - عمرى / كاترمر 298 .
( 7 ) - عمرى / كاترمر 299 .
( 8 ) - عمرى / كاترمر 299 .
( 9 ) - عمرى / كاترمر 300 .