لشكركشى كند ، اگرچه حسن بزرگ حتى يك بار سلطانيه را ترك كرد و به قزوين رفت ، بهطوريكه حسن كوچك در اين مدت توانست پايتخت را اشغال كند . در اين ميان امير حاجى طغاى دياربكر را تصرف كرد ، و افراد قبيلهء اويرات كه باز از اردوگاه خود حركت كرده بودند ، به بغداد و بين النهرين رفتند و خانوادههاى سلطنتى جداگانهاى امور آسياى صغير ، كردستان و خوزستان را به دست گرفتند . حسن بزرگ آنچنان تحت فشار قرار گرفت ، كه چارهاى جز دعوت طغاى تيمور از خراسان به همكارى نداشت « 1 » .
طغاى تيمور در رجب 739 از مازندران حركت كرد ، و به رى رسيد ، بىآنكه براى لشكركشى از حسن بزرگ كسب دستور كند . سرداران حسن بزرگ پى بردند ، كه وضع رئيس آنان تا چه اندازه خطرناك است ، و در نتيجه او را ترك كردند . حتى شايع شد كه طغاى تيمور قصد زناشوئى با ساتى بك را دارد ، اما اين كار عملى نشد .
بههرحال طغاى تيمور پيش از آنكه در ذيحجهء 739 به خراسان بازگردد ، حسن بزرگ را متوجه وضع خطرناكش كرد « 2 » .
حسن بزرگ كه دستخوش پريشانى شده بود ، جهان تيمور ( كه نام اصلى وى عز الدين است ) يكى از پسران شاهزاده الافرنك را به فرمانروائى برگزيد « 3 » ، و به سوى بين النهرين حركت كرد ، و بغداد را تصرف كرد . دياربكر و برخى از مناطق كردستان و خوزستان نيز براى مدت محدودى به دست وى افتاد « 4 » .
حسن كوچك نيز مىكوشيد ، تا موقعيت خويش را تقويت كند ، و در نتيجه ساتى بك
هامش
( 1 ) - حافظابرو 59 ر ؛ ميرخواند ج 5 : 163 ؛ خواندمير ج 3 : 79 ص ب .
( 2 ) - حافظ ابرو 59 چ تا 60 چ ؛ ميرخواند ج 5 : 163 ص ب ؛ خواندمير ج 3 : 80 :
( 3 ) - مسكوكاتى كه بنام جهان تيمور در شهرهاى ارزنجان و خلاط ضرب شده ، متعلق بسال 740 است .( Brit . Kat . VI , No . 300 a and b , P 102 ; Markov 592 , ohne Ort . )( 4 ) - حافظابرو 60 چ ؛ ميرخواند ج 5 : 164 ؛ خواندمير ج 3 : 80 .