تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
را كه عراق عجم را تهديد مىكردند ، شكست داده بود . در اين جنگ برادر طغاى تيمور كشته شد و خود وى به خراسان بازگشت و تا سال 752 ه . ق . در آنجا فرمانروائى كرد ، تا آنكه بالاخره در اين سال در جنگى با سپاهيان شاه شيعهء سربداره « 1 » در استرآباد كشته شد . اين شيعيان از سال 737 ه . ق . در خراسان مستقر شده و دولتى محلى تشكيل داده بودند . لقمان پسر طغاى در قلمرو وى تا سال 790 ه . ق . جانشين او بود « 2 » . در اين هنگام حسن كوچك براى انتقامجوئى از حسن بزرگ به دربار بكر و ماردين و مش لشكر كشيد ، و ويرانيهاى زيادى به بار آورد و عموزاده‌اش حاجى بك نوادهء چوپان را به بغداد فرستاد . حسن بزرگ كه در بين النهرين كاملا مستقر شده بود ، بر حاجى بك و سلطان سليمان فائق آمد و حسن كوچك به جبران اين شكست دست به چپاول زد ، و از ارز روم باج سنگينى گرفت « 3 » . در سيواس شخصى به نام ارتنا حكومت مىكرد ، كه از سال 1336 م . تحت حمايت سلطان مصر بود ، اما از 1341 م . كاملا مستقل شد . حسن كوچك در اين هنگام خواست كه با لشكركشى ارتنا را وادار به فرمانبردارى از خود كند ، اما با شكست روبرو شد . ارتنا در سال 753 ه . ق . مرد ، و قلمرو مستقل خود را براى پسرش به ارث گذاشت « 4 » . در اين موقع اجل حسن كوچك فرارسيد . او قبلا يكى از سردارانش را به نام امير يعقوب شاه ، كه در نبرد آسياى صغير شكست خورده بود ، به زندان افكند . عزت ملك همسر حسن كوچك كه با اين امير يعقوب روابط مخفيانه داشت ، از اين كار خشمگين شد و در شب 27 رجب 744 شوهر خود را كشت . خبر قتل حسن پس از سه روز منتشر شد . عزت ملك و همدستان او را به قتل رسانيدند « 5 » . حسن كوچك توانسته بود وسيلهء ايادى خود ميان حسن بزرگ و عمويش ياغى -
هامش
( 1 ) - ر ك :Muller II 263 und Zambaur 256( 2 ) - ميرخواند ج 5 : 178 ؛Zambaur 256( 3 ) - حافظابرو / بيانى 134 - 132 ؛ ميرخواند ج 5 : 164 ؛ خواندمير ج 3 : 80 . ( 4 ) - ابن خلدون ج 5 : 560 ص ص ب . ( 5 ) - حافظابرو / بيانى 140 ؛ ميرخواند ج 5 : 165 ؛ خواندمير ج 3 : 81 .