تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
دست از محاصره برداشت و به گرمسير رفت . غياث الدين و امير حسين او را بيهوده مدتى تعقيب كردند ، اما بعد به هرات بازگشتند « 1 » . كپك رقيب يساور در ماوراء النهر لشكرى مركب از 000 ر 40 نفر « 2 » به فرماندهى چهار تن از سرداران خود به سرحد ايران گسيل داشت ، تا مانع بازگشت يساور به ماوراء النهر شوند . اين سپاهيان با حسين همدست شدند ، و به تعقيب دشمن پرداختند تا با وى روبرو گشتند . سپاهيان يساور شكست خوردند ، و خود او نيز دستگير و كشته شد « 3 » . لشكريان ماوراء النهر با غنائم فراوان به وطن خويش بازگشتند . در اين ميان اختلاف بين رشيد الدين و تاج الدين عليشاه بر سر ادارهء امور ديوانى شدت يافته بود . عليشاه و طرفداران وى مىخواستند رقيب را نابود كنند ، اما چوپان و سونج از رشيد الدين پشتيبانى مىكردند ، و بدين‌سبب دوستان عليشاه هرروز در جستجوى تهمت‌هاى تازه بودند ، تا اينكه رشيد الدين را متهم كردند ، كه موجب مرگ الجايتو شده است . سرانجام رشيد الدين را بمحكمه كشيدند ، و او را در 1 جمادى الاول 719 به مرگ محكوم كردند « 4 » ؛ به اين ترتيب يكى از برجسته‌ترين سياستمداران ايران در زمان مغولان و يكى از بزرگترين مورخان اين كشور جان سپرد . عليشاه به هدف خود رسيد و وزير يگانه شد ، اما هنوز چوپان كه امير الامراء بود ، در كنار وى خودنمائى مىكرد . به اين جهت توطئه‌چينى بر عليه اين سردار آغاز شد . يكى از موجبات اين توطئه‌چينى آن بود ، كه چوپان در جنگ با ازبك ، خان دشت قپچاق ، چند تن از اميران از جمله قورميشى بن اليناق را سخت سياست كرده ،
هامش
( 1 ) - حافظابرو 36 ر تا 39 ر ؛ باختصار : ميرخواند ج 5 : 148 ص ب . ( 2 ) - بروايت حافظابرو و ميرخواند . ( 3 ) - حافظابرو 39 ر و چ ؛ ميرخواند ج 5 : 150 ؛ خواندمير ج 3 : 70 . ( 4 ) - حافظابرو 24 ر و چ ؛ مستوفى ج 1 : 603 ص ب ؛ ميرخواند ج 5 : 144 ؛ خواندمير ج 3 : 68 ص ب . - دربارهء زندگى رشيد الدين رجوع شود به : رشيد الدين / كاترمرII - XLVI