شد ، كه چرا ابو يزيد پسر بوجاى توانسته است به وساطت سونج ، فرمانده نيروهاى مغول در خراسان شود . يساول مشاورين خود را فراخواند ، و جملگى مدعى شدند ، كه ابو يزيد جوان و بىتجربه است ، و توغان عم وى را براى حكومت و فرماندهى سپاه پيشنهاد كردند . يساول در ضمن يساور فرمانرواى ماوراء النهر را كه در زمان الجايتو به ايران آمده بود ، به طعام دعوت كرد تا او را نابود سازد ، اما يكى از نزديكان يساور او را از توطئهاى كه بر ضدش چيده بودند ، آگاه كرد . فرمانرواى ماوراء النهر نيز قصد جان يساول را كرد ، اما سردار مغول توانست جان بهدر برد و به هرات بگريزد ، و در آنجا مورد حمايت غياث الدين كرت قرار گيرد . هنگامى كه وى به سوى نيشابور مىتاخت ، گروهى از سپاهيان به سردارى مبارك شاه بوجاى در 10 ذيحجهء 716 به وى رسيدند و در كنار قراسو ، كه دو روز با هرات فاصله دارد ، او را به ضرب تيرى از پاى درآوردند . در دربار ايلخان چگونگى پيشآمد را كاملا توضيح دادند و روشن كردند ، كه يساور براى حفظ جانش يساول را كشته است « 1 » .
با وجود قرارداد عدم تعرض كه ميان الجايتو و يساور برقرار شده بود ، با اينهمه به زودى ميان ابو سعيد و فرمانرواى ماوراء النهر جنگ درگرفت « 2 » . يساور با سپاهيان ماوراء النهر به يكى از امراى غورى كه سركردگى نيكوداريان را به عهده داشت ، حمله نمود ، اما اينطور وانمود كرد ، كه اين حمله به خاطر حفظ منافع ايلخان صورت گرفته است . فرمانرواى ماوراء النهر به زودى چندين قلعه را در سيستان محاصره كرد ، و مدتى نزد پسرش جوكى ماند « 3 » . پس از آن به مازندران تاخت . چون رفتار امير ازن قتلغ سردار مغول ، كه مأمور حفظ آرامش در خراسان بود ، ايجاد شك نمود ، و پنداشتند كه با يساور پنهانى توافق دارد ، وى را فراخواندند « 4 » . پس از آن سردار
هامش
( 1 ) - وصاف / بمبئى 621 ص ب ؛ حافظابرو 22 چ تا 24 ر ؛ ميرخواند ج 5 : 143 .
( 2 ) - قرارداد تنها در حافظابرو 25 ر تا 26 چ آمده است .
( 3 ) - ميرخواند ج 5 : 145 ص ب .
( 4 ) - مستوفى ج 1 : 601 ص ب : ابو الفدا ج 5 : 314 ؛ حافظابرو 28 ر تا 29 ر ، 30 ر .