حسين پسر امير اق بغا با سپاهيان تازه جهت سركوبى فرمانرواى ماوراء النهر به شرق رفت .
اين سپاهيان كه تعداد آنانرا 000 ر 20 نقل كردهاند ، در اين موقع از جنگى كه با ازبك ، خان دشت قپچاق در كنار رود جيحون و دربند در بهار 1319 م . روى داده بود ، بازگشته بودند . با كاهش نيروهاى مغول در جبههء قفقاز موقعيت مغولان تضعيف شد ، و چوپان ، كه پيش از اين تاريخ سركردگى نيروهاى مغول را در گرجستان به عهده داشت « 1 » ، و همراه حسين قصد سركوبى يساور را كرده بود ، دوباره به مشرق بازگشت و فرماندهى نيروهاى مغول را به عهده گرفت و توانست ازبك را شكست دهد « 2 » .
در اين هنگام در صفحات شرقى ناصر الدين امير سيستان و غياث الدين كرت شاه هرات در برابر يساور ايستادگى كردند ، و حتى لشكركشى بكتوب نيز نتوانست يساور را از ستيزهجوئى بازدارد . ساكنان مازندران نيز در برابر ايستادگى كردند « 3 » ، بهطوريكه وى كاملا تنها ماند ، و خود را ناگزير به ترك مازندران ديد « 4 » . چون سپاه يساور با عجله به شرق مىرفت ، نتوانست خزانهء وى را به نيشابور برساند . يساور خود به مشهد گريخت ، و در آنجا با رفتار ناشايست خود و وضع مالياتهاى سنگين خشم مردم را برانگيخت . غياث الدين كرت ، كه با چوپان ارتباط داشت ، دستور يافت كه دليرانه در برابر ماوراء النهر مقاومت كند ، تا از مغرب برايش كمك برسد .
يساور چون شنيد ، كه شاه هرات براى تقويت سپاهيان ابو سعيد لشكرى به بادغيس فرستاده است ، سپاهيان ماوراء النهر را به سركردگى مبارك شاه بوجاى مأمور محاصرهء هرات كرد . از آن جائى كه مذاكرات بكتوب و يساور بىنتيجه ماند ، يساور خود در 22 ربيع الاول 719 فرماندهى نيروهاى محاصرهكننده را به عهده گرفت ، و يك ماه نيز به محاصره ادامه داد « 5 » ، تا آنكه شنيد سپاهيان مغول به هرات نزديك مىشوند ، و ناگزير
هامش
( 1 ) - حافظابرو 27 ر .
( 2 ) - وصاف / بمبئى 638 - 635 ؛ حافظابرو 27 چ ؛ ميرخواند ج 5 : 144 ، خواندمير ج 3 : 71 .
( 3 ) - حافظابرو 32 ر .
( 4 ) - حافظابرو 30 ر تا 39 ر ؛ باختصار : ميرخواند ج 5 : 147 - 145 .
( 5 ) - حافظابرو 35 چ ص ب .