تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
توجهى نكرد ، چه در آن صورت مىبايست مانع توسعهء قلمرو خود گردد . اما چون تيمورتاش قيام كرد ، پدرش چوپان از ايلخان درخواست نمود ، كه به وى اجازهء دفع تيمورتاش داده شود . اطرافيان پسر آشوبگر او را از جنگ بازداشتند و وادار به تسليم كردند . چوپان فرزند را به حضور ابو سعيد آورد . ايلخان او را بخشيد و دوباره به آسياى صغير فرستاد « 1 » . ابو سعيد علىرغم سياست تيمورتاش ، به ارمنستان صغرى كه در آن موقع مىبايست در برابر حملات مصريان ايستادگى كند ، كمك كرد « 2 » . شايد اميدوار بود ، كه با اين تدبير بتواند اين كشور را به ايران پيوند دهد ، و از اين راه رابطهء ميان آسياى صغير و مصر را دشوار كند . برخورد ميان نيروهاى كمكى ايلخان و سپاهيان مملوك چندان شديد نبود . اينكه در سال 1322 م . الملك الناصر سلطان مملوك پيشنهاد ازبك ، خان دشت قپچاق ، را براى حملهء مشترك به ايران رد كرد « 3 » ، مىرساند كه رابطهء ميان مغولان و مملوكان در مدتى كوتاه بسيار مسالمت‌آميز شده بود . سالهاى بعد نسبتا با آرامش گذشت . در آغاز سال 724 ه . ق . براى نخستين بار يكى از وزراى مغولان در ايران به مرگ طبيعى مرد « 4 » . ابو سعيد پيش از مرگ تاج الدين عليشاه به ديدن وى رفت « 5 » . جانشينى وى به دو پسرش سپرده شد . پسر بزرگتر كه عنايت - الدين محمد نام داشت « 6 » ، در كار وزارت چندان توفيقى نيافت ، لذا ركن الدين صائن ( ملقب به ناصر و يا نصرت الدين عادل ) « 7 » را به وزارت گماردند . بناهائيكه به همت اين وزير ساخته شد ، موجب شهرت وى گرديد . « 8 »
هامش
( 1 ) - مستوفى ج 1 : 606 ؛ ابو الفداء ج 5 : 348 ؛ حافظابرو 40 ر و چ ؛ ميرخواند ج 5 : 150 ص ب ؛ خواندمير ج 3 : 71 . ( 2 ) -Tournebize , Arm . ( 1905 ) 406( 3 ) -Tiesenhausen I 321( 4 ) - حافظابرو 41 ر و خواندمير ج 3 : 72 خصوصا به اين مطلب اشاره كرده‌اند . ( 5 ) - مستوفى ج 1 : 606 ؛ ابو الفدا ج 5 : 360 - 358 . ( 6 ) - مستوفى ج 1 : 606 . - نام پسر جوان‌تر معلوم نيست . ( 7 ) - حافظابرو در صفحهء 41 ر نام او را ناصر و در 46 ر نصرت نقل مىكند ؛ مستوفى ج 1 : 606 : نصرت . - ميرخواند ج 5 : 153 . ( 8 ) - حافظابرو 41 ر .
تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 128 | برتولد اشپولر / محمود ميرآفتاب