تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
و حتى برخى از آنان را به قتل رسانده بود ، چه به آنان ظنين بود ، كه در مبارزه با دشمن تعلل ورزيده‌اند « 1 » . اين بدرفتارى چوپان با اميران لشكر نارضايتى عميقى در ميان سپاهيان نسبت به وى ايجاد كرد . اين اميران كه قورميشى و ناصر الدين قراطوغى رهبر آنها بودند « 2 » ، در يكى از لشكركشىهاى چوپان به گرجستان موقع را براى از ميان بردن وى مناسب ديدند . اما چوپان به موقع بازگشت . مخالفان به خانهء وى حمله بردند بىآنكه بر چوپان دست يابند . چوپان خود را ناگزير به فرار ديد و پسرش را نيز با خود از راه نخجوان به تبريز برد . عليشاه ، كه در اين موقع با چوپان سر آشتى داشت ، به وى وعده داد كه نزد ابو سعيد از او شفاعت كند . با آنكه چند تن از اميران از ايلخان اجازهء قتل چوپان را گرفته بودند ، اما عليشاه توانست با وساطت خود نزد ابو سعيد لطف ايلخان را نسبت به چوپان جلب كند ، و بدينگونه وى به سلطانيه بازگشت « 3 » . اميرانى كه از استحكام مجدد موقعيت چوپان خشمگين شده بودند ، اين‌بار به سركردگى امير ارنجن قصد جان خود ابو سعيد را كردند . ابو سعيد كوشيد ، تا از وجود دختر امير ارنجن قتلغ شاه خاتون كه همسر الجايتوى متوفى بود ، براى برقرارى نظم و آرامش استفاده كند ، اما ارنجن اين رفتار ابو سعيد را نشانهء ضعف وى دانست ، و آشكارا جنگ را آغاز كرد . چون ابو سعيد شخصا در پيكار شركت جست ، سپاهيان ايلخان پيروز شدند . در اين نبرد چوپان و اميران ديگر دليرانه جنگيدند . برخى از سرداران سپاه دشمن در جنگ به قتل رسيدند ، و بقيه را نيز پس از دستگيرى كشتند « 4 » . در زمستان 720 « 5 » ه . ق . در گرجستان نيز يكى از اميران متنفذ شاهزاده‌اى به نام
هامش
( 1 ) - حافظابرو 27 چ ؛ ميرخواند ج 5 : 145 . ( 2 ) - وصاف / بمبئى 638 ص ب . ( 3 ) - مستوفى ج 1 : 604 ص ب ؛ وصاف / بمبئى 640 - 638 ؛ حافظابرو 32 چ تا 34 ر ؛ ميرخواند ج 5 : 146 ص ب . ( 4 ) - وصاف / بمبئى 645 - 640 ( كه گزارش وى دربارهء وقايع ايران در اينجا قطع مىشود ) ؛ حافظابرو 34 ر تا 35 چ ، 39 چ ؛ ميرخواند ج 5 : 147 ص ب ، 150 ؛ خواندمير ج 3 : 71 . ( 5 ) - بروايت حافظابرو . اما بروايت ميرخواند ج 5 : 150 : اول سال 721 .