تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
قيدو بود ، در خوارزم و مازندران خسارات فراوان وارد آورد ، و چون ايلخان تصور مىكرد ، كه خان دشت قپچاق اغول را تحريك كرده است ، به اين جهت ميان او و فرمانرواى دشت قپچاق اختلاف درگرفت « 1 » . پيش‌آمدى موافق برقرارى آرامش و امنيت را در صفحات شرقى آسان كرد . پس از حملهء كپك و يساور كه با شكست روبرو شده بود ، ميان آن دو اختلاف بروز كرد ، چه كپك يساور را متهم مىساخت ، كه پنهانى با الجايتو مربوط بوده است « 2 » . يساور كه جان خود را در خطر مىديد ، از رود جيحون گذشت و در نواحى شپورغان مستقر شد ، و از آنجا با فرمانرواى ايران تماس گرفت . ( ذيقعدهء 714 ) امير ماوراء النهر امر را بر الجايتو مشتبه كرد . ايلخان گمان برد كه ازبك و الملك الناصر در توطئه بر عليه كپك متحد هستند « 3 » و به اين جهت يساور را با آغوش باز پذيرفت ، و از او در برابر سپاهيان كپك حمايت كرد ، و منطقهء بادغيس را براى اردوگاه قشلاق در اختيار او گذارد « 4 » . در ادارهء امور ديوانى اختلاف رشيد الدين و تاج الدين عليشاه ، كه از سوى ديگر با امير توقماق نيز ستيزه‌جوئى مىكرد ، به پايه‌اى رسيد « 5 » ، كه جدا كردن وظائف آنان از يكديگر ضرورى مىنمود ، اما الجايتو نتوانست به تفكيك وظائف آنان از يكديگر و يا عزل يكى از اين دو تصميم بگيرد ، چه مىپنداشت كه مشورت با آنان برايش بسيار ارزنده است « 6 » . حل اين اختلاف اجتناب‌ناپذير بود ، اما الجايتو براى اين كار مجالى نيافت . سپاهيان او نيز كه به آسياى صغير روانه شده بودند تا حملهء مصريان را دفع كنند ،
هامش
( 1 ) - كاشانى 114 ر تا 116 ر . ( 2 ) - ر ك : كاشانى 126 چ ، 136 چ تا 142 چ وBarthold , Vorl . 201 f .( 3 ) - كاشانى 139 ر . ( 4 ) - وصاف / بمبئى 615 - 613 ؛ حافظابرو 18 چ تا 19 چ ؛ كاشانى 142 چ تا 144 چ ؛ ميرخواند ج 5 : 141 ص ب . ( 5 ) - كاشانى 116 چ . ( 6 ) - حافظابرو 19 چ ص ب ؛ مستوفى ج 1 : 597 ص ب .
تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 121 | برتولد اشپولر / محمود ميرآفتاب