هنوز هم مدعى مالكيت آن سرزمين بودند . اگرچه تقتغا در آغاز سلطنت الجايتو هيئتى را به حضور ايلخان فرستاده و درخواست صلح كرده بود « 1 » ، اما به خاطر نقلوانتقال سپاهيان خان دشت قپچاق ايلخان ناگزير چوپان را از راه گرجستان به دربند فرستاد « 2 » .
تدابير اين سردار در آن منطقه موجب شد ، كه تقتغا دوباره در 29 ذيحجهء 709 هيئتى را جهت حفظ صلح به دربار ايلخان در سلطانيه بفرستد « 3 » ، اما به محض اينكه ازبك به جانشينى عمويش بر تخت سلطنت سراى نشست ، ادعاى ديرينه را مبنى بر تملك قفقاز وسيلهء هيئتى به گوش الجايتو رسانيد « 4 » . در سلطانيه طبعا پاسخ منفى بود ، اما چون ازبك نمىتوانست با زور به هدف خود تحقق بخشد ، و الجايتو نيز قصد سازگارى نداشت به اين جهت خان دشت قپچاق لازم ديد ، كه اثر بدى را كه ادعايش به جاى گذارده بود ، از خاطر ايلخان بزدايد . به اين سبب هيئتى را به منظور عذرخواهى به دربار ايلخان فرستاد . اين هيئت در 25 محرم 714 به پايتخت الجايتو وارد شد و كوشيد ، كه دوباره تا حدى توافق ايجاد گردد « 5 » ، اما رابطهء اين دو كشور به صورت عادى درنيامد ، و از آن پس ديگر خان دشت قپچاق با فرستادن سفيران ادعاى خود را در مورد مالكيت قفقاز تكرار نكرد .
در سال 1312 م . بود كه الجايتو به قلمرو مملوكان حمله كرد . اميرانى چند از جمله شمس الدين قراسنقر « 6 » والى دمشق از قلمرو مصريان نزد وى آمده بودند . اين اميران ايلخان را تشويق كردند ، كه از راه موصل به قلعهء الرّحبه حمله كند « 7 » . مغولان
هامش
( 1 ) - رهبر آنان نوخداى بود : كاشانى 29 ر .
( 2 ) - كاشانى 56 ر تا 57 ر .
( 3 ) - كاشانى 59 چ .
( 4 ) - كاشانى 97 ر و چ : ورود به دربند در 10 جمادى الثانى 712 ؛ شرفيابى بحضور الجايتو در 10 ذيحجهء 712 .
( 5 ) - كاشانى 109 چ .
( 6 ) - كاشانى 102 ر و 110 ر او را آقسنقر نيز مىنامد . در 17 ربيع الاول 714 با كاردى بجان وى سوء قصد شد ، اما او شفا يافت : كاشانى 110 ر . كمى پيش از مرگ الجايتو گروه ديگرى نيز برهبرى على بن محنا بدربار ايلخان پناهنده شدند : كاشانى 130 ر .
( 7 ) - كاشانى 91 ر ، 94 ر و چ ؛ حافظابرو 14 چ ؛ مفضل ج 3 : 210 ص ب ؛ ميرخواند ج 5 : 138 ؛ ابن اياس ج 1 : 149 .