گروهى از طرفداران وى به قتل رسانيد « 1 » . در همين موقع اميران مصرى را ، كه به حضور غازان آمده بودند ، ولى از اين كار خود پشيمان شده و مىخواستند به لشكر مملوك بازگردند ، تعقيب كردند و بيشتر آنانرا نيز به قتل رساندند « 2 » .
داود چهارم شاه گرجستان بر خلاف سولاميش ، كه دست استمداد به سوى جنوب دراز كرده بود ، به خان دشت قپچاق در شمال ملتجى شد ؛ وى از قصر خود گريخت و در قلعهاى سنگربندى كرد . قتلغ شاه پس از بازگشت از آسياى صغير بلافاصله به جانب قفقاز حركت كرد و برادر داود چهارم را به نام ژرژ پنجم موقتا براى سالهاى 700 - 698 ه . ق . در سلطنت آن سامان سهيم كرد « 3 » ( ذىحجهء 698 ) .
همزمان با اين جريانات خربنده از طرف برادر مأموريت يافت تا نيكوداريان را ، كه در بين النهرين اجتماع كرده و از راه قهستان به سوى هرات پيش رفته بودند ، گوشمالى دهد . خربنده از فخر الدين كرت خواست ، كه آنانرا به وى تحويل دهد .
شاه هرات به منظور تأخير در تحويل ياغيان بهانه آورد ، كه منتظر فرماندهان اين عده است ، تا همه را يك جا تحويل دهد ، ولى برادر غازان كه از خصوصيات اخلاقى شاهان هرات به خوبى آگاه بود ، فريب نخورد و در روز چهارم به برجوباروى شهر حمله برد . فخر الدين توانست جان سالم بدر برد و در يكى از قلاع آن نواحى مستقر گردد . شهر به وساطت شيخ الاسلام و با پرداخت مبلغى هنگفت از غارت مصون ماند .
چون هدف اصلى اين حمله يعنى نابودى نيكوداريان تحقق يافته بود ، خربنده توانست با سپاهيان خود بازگردد ، و بدينگونه فخر الدين فرصت بازگشت يافت . وى به استحكام و استوارى برجوباروى شهر همت گماشت « 4 » . وصع دولت مغول در تحت اين شرايط در
هامش
( 1 ) - رشيد الدين / وين 266 چ تا 267 ر ؛ بروايت الحلبى ( عمرى / تشنر 17 - 15 ) سولاميش پس از نخستين شكست بقلمرو مصريان گريخت ، و با سپاهى تازه بازگشت ، و چون در اين هنگام شكست خورد ، دستگير شد .
( 2 ) - رشيد الدين / وين 266 چ .
( 3 ) -Kartlis chovreba I 430 - 433رشيد الدين / وين 263 ر ؛Orbelian / Brosset 263 f ..
( 4 ) - ميرخواند ج 5 :
119 ؛ خواندمير ج 3 : 52 .