تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
بزم « 1 » و از سوى ديگر مجلس قرائت قرآن ترتيب داد « 2 » ، عيالى تازه اختيار كرد « 3 » و به ساختن بناهاى بزرگ « 4 » و تكميل قوانين پرداخت . با اينهمه لشكركشى كاملا پايان نيافت . سپاهيان غازان تقتغاى خان دشت قپچاق را ، كه از راه دربند حمله كرده بود ، به آسانى شكست دادند ، و در اين ميان حتى برخى از اميران لزگى نيز منكوب شدند « 5 » . اما در جمادى الثانى 702 هيئتى مركب از 325 نفر به رياست عيسى گورگان از جانب تقتغاى به دربار ايلخان آمد ، و از وى خواست ، كه قفقاز را به خان دشت قپچاق واگذار كند . فرستادهء خان خاطرنشان ساخت ، كه فرمانروايان دشت قپچاق پيش از دوران هلاكو نيز بر اين سرزمين حكومت مىكرده‌اند « 6 » . رفتار داود ششم پادشاه گرجستان و وضع بحرانى ايلخان در سوريه و صفحات شرق موجب چنين مطالبهء ناروائى شده بود . ايلخان ژرژ پنجم برادر جوان داود را با وى در كار سلطنت شريك كرده بود ، با اينهمه داود همچنان با تقتغاى رابطه داشت . لذا مغولان و ختنگ سوم برادر بزرگتر داود را مأمور كردند ، تا بر كارهاى او نظارت كند . قتلغ شاه و ختنگ را به تفليس برد و براى او در وطنش موقعيتى مناسب ايجاد كرد « 7 » . داود باز هم حاضر نشد به اردوى غازان برود ، چه به حق بيم داشت ، كه قصد جانش را كرده‌اند . با اين كار دستاويزى به مغولان داد و آنان به همراهى تركان و سلجوقيان در گرجستان به تاخت‌وتاز پرداختند . بكعه سردار گرجى و پسرش سركيس « 8 » به كمك سپاهيان دشت قپچاق توانستند تا اندازه‌اى حملات مهاجمين را دفع كنند « 9 » . غازان ، با وجود وضع خطرناك لشكرى ، آرامش خود را از دست نداد و پس
هامش
( 1 ) - رشيد الدين / وين 271 ر . ( 2 ) - رشيد الدين / وين 271 ر ؛ وصاف / بمبئى 357 ص ب . ( 3 ) - رشيد الدين / وين 271 ر . ( 4 ) - وصاف / بمبئى 382 ص ص ب . ( 5 ) - رشيد الدين / وين 270 چ . ( 6 ) - رشيد الدين / وين 272 چ ( در اينجا سخنى از پيامى كه با خود آورده‌اند ، نيست ) ؛ وصاف / بمبئى 400 ص ب ؛ ميرخواند ج 5 : 123 . ( 7 ) -Kartlis chovreba I 433 - 436( 8 ) -Kartlis chovreba I 436 - 441( 9 ) -Kartlis chovreba I 441 f .