اميران را كه نخست طرفدار نوروز بودند ، اما بعدا تسليم شدند ، به قتل رسانيدند .
در تاريخ 24 ذيحجهء 696 شاهزاده طايجورا نيز ، كه به روايت ميرخواند در بياناتش به غازان توهين كرده بود « 1 » ، كشتند « 2 » . اما علت اصلى را بايد دوستى طايجو با نوروز ، كه در مورد توطئهء مذكور نيز ظاهر شده بود ، دانست . و بالاخره در 19 رجب 697 صدر الدين زنجانى ناشر اسكناس را كه بار ديگر قدر و منزلتى يافته بود ، دستگير كردند و كمى پس از آن به قتل رساندند « 3 » . حتى بستگى وى به رشيد الدين فضل اللّه ، كه ستارهء اقبالش در اين موقع تابيدن گرفته بود ( زمان انتصاب ويرا به منصب وزارت نمىتوان دقيقا تعيين كرد ) ، نيز نتوانست او را از مرگ برهاند « 4 » .
اگرچه در اين هنگام زدوخوردهاى داخلى تا حدى جاى خود را به جنگهاى خارجى داد ، با اينهمه شورش برخى از واليان را نمىتوان ناديده گرفت . بدينگونه جنگهاى داخلى و خارجى ، كه اغلب بىآنكه رابطهاى ميان آنها باشد ، در كنار يكديگر بروز مىكردند ، درهم آميختند . پس از حملهء مصريان در سال 1298 م « 5 » . به سيس پايتخت ارمنستان صغرى ، سولاميش والى آسياى صغير ، كه با سمت امير الامراء فرماندهى سپاهيان را نيز به عهده داشت ، به همدستى امير تاش تيمور قيام كرد ، و دو سردار ديگر مغول را در آسياى صغير كشت . برف سنگينى كه در آن هنگام باريده بود ، مانع آن شد ، كه اين خبر به سرعت به دربار ايلخان برسد . لذا غازان در 12 جمادى الاول 691 توانست امير قتلغ شاه را به آسياى صغير بفرستد ، و وى سولاميش را كه از جانب مصريان نيز تقويت مىشد « 6 » ، در اق شهر زنجان شكست داد و دستگير كرد ، و به همراهى
هامش
( 1 ) - ميرخواند ج 5 : 119 .
( 2 ) - ر ك : وصاف / بمبئى 345 ؛ خواندمير ج 3 : 52
( 3 ) - رشيد الدين / وين 263 چ ؛ ابن فوطى 495 ؛ ميرخواند ج 5 : 120 ؛ خواندمير ج 3 : 53 . - مستوفى ج 1 : 593 تاريخ وفات او را 22 رجب نقل مىكند .
( 4 ) - به روايت رشيد الدين / وين 263 چ .
( 5 ) - مقريزى / كاترمر ج 2 ، 2 ، 64 - 61 .
( 6 ) - ر ك : عمرى / تشنر 27 - 24 ؛ مقريزى / كاترمر ج 2 ، 2 ، 141 - 132 ؛ مفضل ج 2 : 628 - 622 ؛ مستوفى ج 1 : 594 .