تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
اسناد رسمى در اختيار داشته است ، و همچنين ابو الفدا امير حمات « 1 » اين خبر را واقعى تلقى مىكنند . شايد ابو الفدا در اين مورد از منابع مصرى استفاده كرده باشد . ميرخواند كه با ديدى وسيع قضاوت مىكرد ، و ملاحظات سياسى ديدگاه وى را محدود نمىكردند ، شايد با مطالعهء اسناد ديوانى تأكيد مىكند ، كه دشمنان نوروز در اين مورد روابط او را با سلطان مملوك پيش از سقوط بايد و به خاطر آورده بودند ، و اظهارات حاجى بك برادر نوروز ، كه در مستى بيان داشته بود ، نيز بخشى از تقصيرات نوروز را هنگام محاكمه تشكيل مىداد . بدينگونه گمان مىرود ، كه اين خبر چيزى جز بهتان دشمنان نوروز نباشد ، و در واقع نمىتوان گفت ، كه نوروز با وجود قدرتى كه داشت ، خواسته باشد از راه ارتباط با دشمنان خارجى براى خويش موقعيت بهترى به وجود آورد . به هر حال غازان نوروز را بازخواند ، ولى وى اطاعت نكرد . اين عدم اطاعت را نمىبايست نشان ناراحتى وجدان او دانست ، چون بىگناهان بسيار در اين هنگام به قتل رسيده بودند ، و خاطرهء آن نوروز را به احتياط دعوت مىكرد . سر باززدن از فرمان ايلخان موجب شد ، كه سه تن از برادران نوروز ، از جمله حاجى بك و دو تن از پسرانش را به قتل رسانند . در اين هنگام نوروز ، از بيم سپاهيان برادر غازان خربنده ( الجايتو آينده ) به دربار فخر الدين كرت فرمانرواى هرات گريخت . فخر الدين در آغاز او را پذيرفت ، ولى پس از جنگى نسبتا طولانى وى را در اختيار سپاهيان ايلخان گذارد . قتلغ شاه فرمانده سپاهيان ايلخان ، كه در روزگاران گذشته هم‌رزم نوروز بود ، خود در تاريخ 22 ذيعقدهء 696 او را گردن زد « 2 » ، و به درخواست وى جهت حضور يافتن در دربار ايلخان وقعى ننهاد . مرگ نوروز قتل‌هاى ديگرى را به دنبال داشت ، از جمله اينكه چند تن از
هامش
( 1 ) - ابو الفدا ج 5 : 142 . ( 2 ) - رشيد الدين / وين 262 چ تا 265 ؛ وصاف / بمبئى 343 - 341 ؛ ابو الفدا ج 5 : 142 ؛ ابن فوطى 492 ، 493 ص ب ؛Kartlis chovreba I 430 f .؛ مستوفى ج 1 : 591 ص ب ؛ ميرخواند ج 5 : 117 ص ب ؛ خواندمير ج 3 : 52 .
تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 101 | برتولد اشپولر / محمود ميرآفتاب