تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مغول در ايران ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
دفع اين متجاوز به عهدهء امير الامراء نوروز محول شد . نوروز يكى از پسران والى معروف امير ارغون « 1 » بود ، كه تا اين هنگام در سيستان به سردارى لشكر و امور ديوانى اشتغال داشت ، و در ادارهء امور ديوانى و ميدان كارزار قابليت فراوان از خود بروز داده بود . وى پس از قتل بغاى از سال 687 ه . ق . در مقابل دولت مركزى قيام كرد ، و از زمستان سال 694 ه . ق . با غازان آشتى كرد ، و با او همداستان شد « 2 » . غازان خصوصا به توصيهء او دين اسلام را پذيرفت « 3 » . وضع نامطلوب مالى دولت نوروز را مجبور ساخت ، كه از ساكنان ثروتمند شهر تبريز قرضه‌اى بگيرد « 4 » . امير ارغون والى معروف ، كه از قبيلهء اويرات بود ، احتمالا گروهى افراد اين قبيله را با خود به غرب آورده بود . اين سپاهيان ، كه مىديدند با پيوستن فرزند ارغون ، نوروز به دولت مركزى ، رهبرشان را از دست داده‌اند ، به فرماندهى تغاى گورگان در حوالى ارز روم شورش كردند . امير مولاى توانست اين شورش را درهم شكند « 5 » . در اين هنگام نوروز تا هرات پيش رفت ، چه اهالى ماوراء النهر - كه در آن هنگام تركمن نيز ناميده مىشدند - معمولا چون مىديدند ، كه سپاهى منظم به سوى آنان پيش مىآيد ، به وطن خويش مىگريختند . اما مغولان اين‌بار توانستند آنانرا تعقيب كنند ، و در نزديكى هرات به آنان درسى دهند . در نتيجه خراسان از خطريكه اين ايالت را تهديد مىكرد ، براى مدتى مصون ماند « 6 » . گروهى از اميران دورى نوروز را فرصتى مناسب يافتند تا با گسترش اسلام آشكارا مخالفت كنند . اين اميران ، كه به دين بودا و يا مسيح اعتقاد داشتند ، در دشمنى با اسلام متفق القول بودند ، و به اين سبب نوروز را دشمن اصلى خود مىدانستند . اين
هامش
( 1 ) - وصاف / هامر 313 ؛ ميرخواند ج 5 : 103 . ( 2 ) - وصاف / بمبئى 316 - 313 . ( 3 ) - دربارهء پيام وى مربوط به اين موضوع ر ك : وصاف / بمبئى 325 ؛ ميرخواند ج 5 : 116 ؛ خواندمير ج 3 : 50 . ( 4 ) - ميرخواند ج 5 : 115 . ( 5 ) - رشيد الدين / وين 260 چ . ( 6 ) - وصاف / بمبئى 327 ص ب ؛ ميرخواند ج 5 : 115 ؛ خواندمير ج 3 : 51 .