چون آهنگ بازگشت به مدينه فرمود شب چهارشنبه هيجدهم ذى قعده از مسجد دور افتادهيى كه در مدت اقامت در جعرّانه در آن نماز مىخواند محرم شد . اين مسجد را مردى از قريش ساخته و كنار آن هم مزرعهيى ساخته بود . پيامبر ( ص ) تمام طول درّه را در حالى كه محرم بودند پيموده و مرتب تلبيه مىگفت تا هنگامى كه ركن كعبه را استلام فرمود . و هم گفتهاند ، چون چشم آن حضرت به خانهء كعبه افتاد لبيك گفتن را قطع كرد ، و چون بر در مسجد رسيد شتر خود را كنار در بنى شيبه خواباند و وارد مسجد شد و سه دور از طواف را ، فاصلهء سنگ تا سنگ را ( حجر الاسود ) با سرعت پيمود و سپس سعى ميان صفا و مروه را سواره انجام داد ، و چون در دور هفتم به مروه رسيد سر خود را تراشيد . گويند ، سر آن حضرت را ابو هند غلام بنى بياضه تراشيد . و هم گفتهاند خراش بن اميّه عهدهدار اين كار بود . پيامبر ( ص ) در اين سفر از جعرّانه قربانى همراه خود نياورده بودند . رسول خدا ( ص ) همان شب به جعرّانه برگشت و آن شب را آنجا گذراند ، و روز پنج شنبه از جعرّانه حركت فرمود . پيامبر ( ص ) درهء جعرّانه را پيمود و به سرف رسيد و سپس به راه ادامه داد تا به مرّ الظّهران رسيد .
پيامبر ( ص ) عتّاب بن اسيد را به استاندارى مكه منصوب فرمود و معاذ بن جبل و ابو موسى اشعرى را هم در مكه براى آموزش قرآن و فقه و مسائل دينى به مردم مأمور كرد .
پيامبر ( ص ) به عتّاب بن اسيد گفت : مىدانى ترا به چه كسانى استاندار ساختم ؟ گفت :
خدا و رسولش داناترند . فرمود : ترا به اهل خدا فرمانروا ساختم . چهار چيز را از سوى من تبليغ كن : دو شرط متضاد در فروش صحيح نيست ، فروش و سلف و فروش آنچه كه قابل ضمانت نيست ، روا نيست ، و سود چيزى را كه براى تو موجود نيست مخور ! در آن سال عتّاب بن اسيد با مردم حج گزارد بدون اينكه رسول خدا ( ص ) فرمان امارت حج برايش صادر فرمايند ، بلكه از اين جهت كه امير مكه بود ، و آن سال ، سال هشتم هجرت بود .
مسلمانان و گروهى از مشركان كه هنوز مهلت پيمان داشتند حج گزاردند . و گفته شده است كه رسول خدا ( ص ) عتّاب بن اسيد را به سمت امير الحاج هم منصوب فرموده است .
پيامبر ( ص ) روز جمعه سه روز از ذى قعده باقى مانده به مدينه وارد شد .
آمدن عروة بن مسعود
گويند ، هنگامى كه پيامبر ( ص ) مردم طائف را محاصره كرده بود ، عروة بن مسعود در جرش بود و چگونگى ساختن و كار منجنيق و ارابه را مىآموخت . پس از اينكه پيامبر ( ص ) از طائف مراجعت كرد او به طائف آمد و مشغول آماده ساختن منجنيقها و ارابهها شد ، و خداوند گرايش به اسلام را در دل او افكند ، لذا به مدينه آمد و به حضور پيامبر ( ص ) رسيد و اسلام آورد