تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 726

مساهمون:

ص٧٢٦
طائف به ثقيف پيوست . فرمود : به او خبر بدهيد كه اگر مسلمان شود و بيايد زن و اموالش را پس خواهم داد و يكصد شتر هم به او خواهم بخشيد . پيامبر ( ص ) دستور فرموده بود تا خانوادهء مالك را در مكه پيش عمه‌شان امّ عبد الله دختر ابى اميّه نگهدارى كنند . نمايندگان هوازن گفتند ، اى رسول خدا ، اينها سروران مايند و از همه بيشتر دوستشان داريم . پيامبر ( ص ) فرمود : من هم خير آنها را مىخواهم . همچنين اموال مالك را هم نگهداشتند و ضمن غنايم نياوردند . چون اين خبر به مالك بن عوف رسيد و از رفتار پيامبر ( ص ) نسبت به اقوام خود و وعده‌يى كه داده بود آگاه شد ، و فهميد كه خانواده و اموال او نگهدارى شده است ، و از طرفى هم مىترسيد كه ثقيفىها او را بكشند و يا اينكه پس از اطلاع از گفته‌هاى پيامبر ( ص ) او را زندانى كنند و مانع از حركت او شوند دستور داد تا شترش را پيشاپيش به دحنا كه از حومهء طائف بود ببرند . آنگاه دستور داد تا شبانه اسبى برايش آوردند و همان شب بر اسب سوار شد و از حصار بيرون آمد و بر دحنا آمد و بر شتر خود سوار شد و خود را به پيامبر ( ص ) رساند ، و هنگامى به حضور پيامبر ( ص ) رسيد كه از جعرّانه حركت فرموده بود . رسول خدا ( ص ) خانواده و اموال او را به او پس داد و يكصد شتر هم به او بخشيد و مالك مسلمان شد و اسلام او نيكو و استوار بود . و گفته شده است كه مالك در مكه به پيامبر ( ص ) پيوست و رسول خدا او را بر كسانى از قومش كه مسلمان شده بودند و همچنين بر مسلمانان قبائل هوازن و فهم كه در اطراف طائف بودند فرمانده قرار داد . گروهى از مسلمانان با مالك هماهنگ شدند ، و پيامبر ( ص ) براى او پرچمى هم بستند . و او همراه مسلمانان با كسانى كه بر شرك باقى مانده بودند مىجنگيد ، و هم بر ثقيف غارت مىبرد و با آنها جنگ مىكرد . هيچ رمه و گله‌يى از ثقيف بيرون نمىرفت مگر اينكه بر آن غارت مىبرد . مردم ثقيف هم پس از اينكه ديدند رسول خدا ( ص ) از منطقهء ايشان برگشت ، دامهاى خود را براى چرا رها كرده بودند و مالك بن عوف بر هر گله‌يى كه دست مىيافت آن را مىگرفت و بر هر كس كه دست مىيافت مىكشت . خمس غنايمى را هم كه به دست مىآورد براى پيامبر ( ص ) مىفرستاد . يك مرتبه صد شتر و يك مرتبه هزار گوسپند . او در يكى از حملات خود به چهار پايان اهل طائف در صبحگاه هزار گوسپند به غارت برد . در اين مورد ابو محجن بن حبيب بن عمرو بن عمير ثقفى چنين گفته است : دشمنان از جانب ما بيم دارند ، و حال آنكه بنى سلمه با ما جنگ مىكنند ، مالك ايشان را به جنگ ما مىآورد ،