تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 708

مساهمون:

ص٧٠٨
شما صحبتى بداريم . آنها به آن دو نفر امان دادند و آن دو برخى از زنان قريش را كه در آنجا بودند فرا خواندند كه آنها را با خود ببرند - چون از اسير شدن ايشان مىترسيدند - از جمله دختر ابو سفيان بن حرب بود كه همسر عروة بن مسعود بود و از او پسرى داشت كه داود بن عروه است . همچنين فراسيّه دختر سويد بن عمرو بن ثعلبه - كه همسر قارب بن اسود بود و از او پسرى داشت كه عبد الرحمن بن قارب است - و زن ديگرى . ولى آن زنها از اين كار خوددارى كردند . فرزندان اسود بن مسعود بن آن دو گفتند : اى ابو سفيان و مغيره آيا ميل داريد شما را به كار بهترى از آنچه كه براى آن آمده‌ايد راهنمايى كنيم ؟ شما مىدانيد كه اموال و مزارع بنى اسود در كجا قرار دارد و مىدانيد كه در طائف مزرعه‌يى بهتر از آن و پرعلوفه‌تر و پر در آمدتر از آن نيست ، و اگر محمد آن را ويران كند و درختهايش را ببرد هرگز آباد نخواهد شد . شما با او صحبت كنيد كه آن مزرعه را براى خود انتخاب كند و يا آنكه آن را در راه خدا و خويشاوندى رها كند و مىدانيد كه ميان ما و او خويشاوندى است . در آن موقع پيامبر ( ص ) در دره‌يى به نام عمق فرود آمده بود . آن دو با رسول خدا صحبت كردند و حضرت آن مزرعه را رها فرمود . مردى بر فراز حصار طائف ايستاده و خطاب به مسلمانان مىگفت : اى بزچرانها برويد ! اى دار و دستهء محمد برويد ! اى بندگان محمد برويد ! آيا خيال مىكنيد از اينكه تاك‌هاى انگور ما را قطع كنيد به ما صدمه‌يى مىرسد ؟ رسول خدا ( ص ) گفت : خداوندا ، او را به آتش در افكن ! سعد بن ابى وقاص گويد : تيرى به سوى او انداختم كه به گلويش خورد و از بالاى حصار در حالى كه مرده بود ، فرو افتاد . سعد بن ابى وقاص مىگويد : ديدم كه پيامبر ( ص ) از اين موضوع خوشنود شد . گويد : آنها مىگفتند ، اين حصار ما گور ابى رغال است [ 1 ] . پيامبر ( ص ) خطاب به على ( ع ) فرمودند : مىدانى اين موضوع چيست ؟ مربوط به قوم ثمود است . گويند ، ابو محجن بر فراز حصار بود و با تيرهاى پهن و بزرگ تيراندازى مىكرد ، و مسلمانان هم به طرف آنها تير مىانداختند . در اين هنگام مردى از قبيلهء مزينه به دوست خود مىگفت : اگر طائف را گشوديم مواظب باش از زنان بنى قارب اسير بگيرى ، كه اگر بخواهى براى خودت نگهدارى از همه زيباترند ، و اگر هم بخواهى فديه بگيرى از همه بيشتر مىپردازند . چون مغيرة بن شعبه اين گفتگو را شنيد گفت : اى برادر مزنى ! و او گفت : بله ، چه مىگويى ؟ گفت : اين مرد را با تير بزن ! و اشاره به ابى محجن كرد . و علت آن اين بود كه چون
هامش
[ 1 ] نام راهنماى ابرهه كه او را براى خرابى كعبه راهنمايى مىكرده است . براى اطلاع بيشتر در مورد ابى رغال مراجعه شود به سيرهء ابن هشام ، ج اول ، ص 49 و به دانشنامهء ايران و اسلام ، مقاله ص 1040 . - م .
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 708 | محمود مهدوى دامغانى / محمد بن عمر بن واقد (الواقدي)