چون وارد شد گفتند ، به خدا سوگند تو هيچگاه به ديدار ما نمىآمدى ! گفت : حالتان خوب است ؟ گفتند : آرى ، خوبيم . اين هم دختر برادر تو است كه حالش خوب است ، با آنكه پدرش ديشب از پيش ما رفته است . عوف مىگويد : گفتم : آيا ماده گربهيى از شما مرده است ؟
گفتند : آرى ، مگر از آن خبرى دارى ؟ گفتم : آرى خبرى دارم كه حتى در اين مورد هم به شما پاداش داده مىشود .
اسامة بن زيد ، از زهرى ، از عبد الرحمن بن ازهر نقل كرد كه : در حنين رسول خدا ( ص ) را ديدم كه از مردم سؤال مىفرمود : خالد بن وليد در كجا فرود آمده است ؟ و من هم همراه آن حضرت بودم و آن روز جوانى را به حضورش آوردند كه فرمود تا او را كشتند و خاك بر او ريختند .
اسامى شهيدان حنين
ايمن بن عبيد كه پسر امّ ايمن و از انصار و خاندان بلحارث بن خزرج و از آزاد كردههاى رسول خدا ( ص ) است ، سراقة بن حارث از انصار ، رقيم بن ثابت بن ثعلبة بن زيد بن لوذان ، و ابو عامر اشعرى كه در اوطاس كشته شد ، جمعا چهار نفر .
غزوهء طائف
واقدى گويد : عبد الله بن جعفر ، ابن ابى سبره ، ابن موهب ، عبد الله بن يزيد ، عبد الصّمد بن محمد سعدى ، محمد بن عبد الله از زهرى ، و اسامة بن زيد ، ابو معشر ، عبد الرحمن بن عبد العزيز ، محمد بن يحيى بن سهل ، و گروهى ديگر از اشخاص مورد اعتماد كه نامشان را نبردند ، هر يك بخشى از اخبار مربوط به اين جنگ را برايم نقل كردند ، و من تمام آنچه را كه گفتهاند مىآورم .
گويند ، چون رسول خدا ( ص ) حنين را گشود آهنگ طائف فرمود و طفيل بن عمرو را براى ويران ساختن بت و بتكدهء ذى الكفّين - كه بت قبيلهء عمرو بن حممه بود - اعزام فرمود ، و دستور داد كه او به قوم خود يارى دهد و سپس در طائف نزد آن حضرت برگردد . طفيل گفت :
اى رسول خدا ، مرا نصيحت فرماى . فرمود : به مردم سلام بده ، خوراكى ببخش ، و از خداوند حيا كن چنان كه هر كس از بستگان محترم خويش حيا مىكند ، و هر گاه كردار زشتى كردى با نيكى جبران كن كه إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ ذلِكَ ذِكْرى لِلذّاكِرِينَ 11 : 114 - همانا طاعتها ببرند گناهان را ، اين پندى است مر پند پذيرندگان را [ 1 ] .
هامش
[ 1 ] سورهء 11 ، بخشى از آيهء 114 .