تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 841

مساهمون:

ص٨٤١
ابن ابى جريح از مجاهد نقل كرد كه : پيامبر سوار بر استر خود سعى فرمود . سخن اول در نظر ما صحيح‌تر ، و معروف هم همانست كه بر ناقهء خود سعى فرموده است . گويند ، پيامبر ( ص ) بر كوه صفا بالا رفت و هفت مرتبه تكبير گفت و سپس چنين خواند : « پروردگارى جز خداى يكتا نيست ، كه انباز و شريكى ندارد ، پادشاهى واقعى از اوست و سپاس او راست ، و او بر هر كارى تواناست ، خدا وعدهء خود را راست فرمود ، و بندهء خويش را يارى كرد ، و به تنهايى احزاب را پراكنده ساخت » و آنگاه دعاهاى ديگرى كرد و به سوى كوه مروه به راه افتاد و همين كه از صفا پايين آمد و پاهايش بر زمين قرار گرفت و به سرعت شروع به رفتن كرد . گويد : على بن محمد ، از عبيد الله بن عبد الله بن عمر بن خطاب ، از منصور بن عبد الرحمن ، از مادرش ، از برّه دختر ابو تجرات [ 1 ] نقل كرد كه : چون پيامبر ( ص ) به محل سعى رسيد فرمود : اى مردم ، خداوند سعى ميان صفا و مروه را براى شما مقرر فرموده است ، پس سعى كنيد ! و خود شروع به سعى فرمود و من ديدم كه ازار او از روى رانش به سويى رفته است . گويند ، در فاصلهء صفا و مروه مىگفته است : خدايا بيامرز و رحم كن كه تو عزيزتر و گرامىترينى . و چون به مروه رسيد همانگونه رفتار فرمود كه در صفا ، سعى را از صفا شروع و به مروه ختم فرمود . رسول خدا ( ص ) در منطقهء ابطح براى خود خيمه زده بود . گويد : برد برايم نقل كرد كه ابراهيم بن ابى نضر از پدرش از ابى مرّه آزاد كردهء عقيل ، از ام هانى نقل مىكرد كه او مىگفته است : به رسول خدا گفتم در خانه‌هاى مكه منزل نمىكنى ؟ حضرت نپذيرفت و در ابطح خيمه زد تا روز هشتم از مكه حركت كرد ، و چون از منى برگشت باز در ابطح خيمه زد تا به مدينه برگشت و به هيچ خانه‌يى منزل نكرد و سقف هيچ خانه‌يى بر او سايه نيفكند . گويد : پيامبر ( ص ) به داخل كعبه هم مشرّف شد ، و همين كه كنار در رسيد كفش‌هاى خود را بيرون آورد ، و با عثمان بن ابى طلحه ، و بلال ، و اسامة بن زيد داخل كعبه شد و در را بستند و پس از مدتى نسبتا طولانى دوباره در را گشودند . ابن عمر گويد : من اولين نفرى بودم كه پس از خروج پيامبر ( ص ) از كعبه به سوى ايشان دويدم و از بلال پرسيدم : آيا رسول خدا ( ص ) در داخل كعبه نماز گزارد ؟ گفت : آرى ، ميان دو ستون جلو دو ركعت نماز گزارد - و كعبه بر شش ستون استوار بود . ابن جريح ، از عطاء ، از ابن عباس رضى الله عنه ، از اسامة بن زيد نقل كرد كه : پيامبر
هامش
[ 1 ] در اصل نجراة بود و از كتاب استيعاب ، ص 1793 ، تصحيح شد .