محله كدى در حالى كه سوار بر ناقهء خود بود روز وارد مكه شد و از بالاى مكه داخل شهر شد تا كنار درى كه به باب بنى شيبه معروف است رسيد . چون كعبه را ديد دستهايش را بر افراشت بطورى كه مهار شترش افتاد و آن را با دست چپ گرفت . و هم گفتهاند ، چون كعبه را ديد عرض كرد : پروردگارا بر شرافت و عظمت و گرامى داشت و شكوه و نيكى اين خانه بيفزاى .
گويد : محمد بن عبد الله ، از زهرى ، از سالم ، از ابن عمر نقل كرد كه : چون رسول خدا ( ص ) وارد مسجد الحرام شد پيش از آنكه نمازى بخواند شروع به طواف فرمود و چون به حجر الاسود رسيد در حالى كه برد خود را از زير بغل رد كرده و دو طرف آن را بر سينه آويخته بود بر آن دست كشيد و ضمن آن گفت : بسم الله و الله اكبر ! سپس سه گام سريع برداشت و دستور فرمود هر كس حجر الاسود را دست مىكشد بگويد : بسم الله ، الله اكبر ، ايمان آوردم به خدا و تصديق مىكنم آنچه را كه محمد ( ص ) آورده است .
گويد ، ابن جريح ، از يحيى بن عبد الله ، از پدرش ، از عبد الله بن سائب مخزومى نقل كرد كه گفته است : شنيدم پيامبر ( ص ) ميان ركن يمانى و حجر الاسود اين آيه را مىخواند رَبَّنا آتِنا في الدُّنْيا حَسَنَةً وَ في الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النّارِ 2 : 201 - پروردگارا در دنيا و آخرت نيكى بهرهء ما گردان و از عذاب آتش نگاهمان دار . [ 1 ] عبد الله بن جعفر ، از عاصم بن عبد الله ، از عبد الله بن عامر بن ربيعه ، از پدرش نقل كرد كه : من به پيامبر ( ص ) نگاه مىكردم ، آن حضرت فقط ركن يمانى و حجر الاسود را دست كشيد و استلام فرمود ، و چهار گام برداشت ، آنگاه به پشت مقام رفت و دو ركعت نماز گزارد . در ركعت اول قل يا ايها الكافرون و در ركعت دوّم قل هو الله احد خواند و دو مرتبه به طرف حجر الاسود آمد و آن را استلام فرمود و به عمر گفت : تو مردى قوى هستى ، اگر ديدى اطراف حجر الاسود نسبتا خالى است آن را استلام كن و گر نه ايجاد زحمت نكن و خودت و مردم را به زحمت مينداز . سپس به عد الرحمن بن عوف فرمود : اى ابو محمد با حجر الاسود چه كردى ؟
گفت : استلام كردم و كنارى رفتم . فرمود : خوب كردى . سپس از باب بنى مخزوم به طرف صفا رفت و گفت : به آن چيزى شروع مىكنم كه خدا به آن شروع فرموده است .
گويد : عبد الله بن وقدان ، از عمران بن ابى انس ، از عبد الله بن ثعلبه نقل مىكرد كه :
رسول خدا ( ص ) هماندم بر مركوب خود سواره بين صفا و مروه سعى فرمود .
و گويد : ثورى ، از حمّاد ، از سعيد بن جبير نقل مىكند كه : پيامبر ( ص ) آمد و با سكون و آرامش سوار بر ناقه خود سعى بين صفا و مروه را انجام داد .
هامش
[ 1 ] سورهء 2 ، آيهء 201 .