تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 834

مساهمون:

ص٨٣٤
قعده سال هشتم عمرهء جعرّانه را انجام داد . ابن ابى سبره از حارث بن فضيل نقل كرد كه او مىگفته است از سعيد بن مسيّب پرسيدم : پيامبر ( ص ) چند مرتبه از هنگام بعثت تا رحلت حج گزارده است ؟ گفت فقط يك حج از مدينه . حارث گويد : از ابو هاشم عبد الله بن محمد بن حنفيّه پرسيدم ، گفت : پيامبر پس از بعثت و قبل از هجرت در مكه يك مرتبه حج گزارد ، و مرتبهء ديگر حجى است كه از مدينه انجام داد . مجاهد مىگفته است : پيامبر ( ص ) قبل از هجرت دو مرتبه حج گزارده است . و آنچه كه معروف است و مردم شهر ما هم در آن مورد اتفاق دارند اين است كه پيامبر ( ص ) فقط يك مرتبه حج گزارده آن هم از مدينه و همانست كه مردم به آن حجّة الوداع مىگويند . ثورى ، از ليث ، از طاوس ، از ابن عباس برايم نقل كرد كه : گفتن حجّة الوداع مكروه است . به او گفته شد : حجّة الاسلام بگوييم ؟ گفته است : آرى . ابن ابى سبره از سعيد بن محمد بن جبير بن مطعم از پدرش نقل كرد كه : پيامبر ( ص ) از مدينه روز شنبه پنج شب باقى مانده از ذى قعده بيرون رفت ، و نماز ظهر را در ذى الحليفه به دو ركعت گزارد و همان روز به هنگام نماز ظهر احرام بست ، و اين به عقيدهء ما صحيح‌ترين و ثابت‌ترين خبر است . عاصم بن عبد الله از عمر بن حكم نقل كرد كه : رسول خدا ( ص ) به هنگام ظهر به ذى الحليفه رسيد و آن شب را آنجا ماند تا اصحابش جمع شوند و شتران قربانى را هم بياورند و هنگام ظهر در فرداى آن روز احرام بست . اسماعيل بن ابراهيم بن عقبه از پدرش از كريب از ابن عباس رضى الله عنه برايم نقل كرد كه : پيامبر ( ص ) از خانهء خود در حالى بيرون آمد كه موهايش را آراسته و روغن زده بود و چهره‌اش مىدرخشيد و به اين ترتيب به ذى الحليفه آمد . ابن ابى سبره ، از يعقوب بن زيد ، از پدرش نقل كرد كه : پيامبر ( ص ) در دو برد يمنى محرم شد كه يكى را بر كمر بست و ديگرى را بر دوش افكند و در تنعيم [ 1 ] آن دو را عوض كرد و دو تاى ديگر از همان جنس پوشيد . گويند ، همين كه همهء زنان آن حضرت ، كه در اين سفر همگى همراه بودند ، در هودج‌ها قرار گرفتند و اصحاب پيامبر آماده شدند و شتران قربانى را آوردند ، پيامبر ( ص ) وارد مسجد ذى الحليفه شدند و نماز ظهر و دو ركعت نماز ديگر گزاردند و از مسجد بيرون آمده و قربانىها را خواستند و به سمت راست آنها علامتى گذاشته و به گردنهاى آنها نعلين آويختند . سپس به
هامش
[ 1 ] تنعيم ، نام محلى نزديك مكه و امروز هم به همين نام معروف است . - م .