تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 831

مساهمون:

ص٨٣١
است ، جزيه‌يى كه از يهوديان و مسيحيان گرفته مىشود براى هر شخص بالغ يك دينار يا معادل آن برد يمنى گرفته مىشود . » ابراهيم بن ابو بكر بن مكيدر ، از حسين بن ابى بشير مازنى ، از پدرش ، از ابو سعيد خدرى نقل كرد كه گفته است : همراه على ( ع ) در يمن بوديم ، ديدم كه آن حضرت از حبوبات ( گندم و جو ) حبوبات قبول مىكند و براى زكات شتر ، شتر نر هم مىپذيرد ، و از گوسفند ، ميش قبول مىكند ، و از گاو ، ماده گاو ، و از كشمش ، كشمش قبول مىكند ، و براى مردم مشقتى ايجاد نمىفرمود و معمولا در محل كار آنها حاضر مىشد و ميزان زكات دامهاى آنها را تعيين مىكرد و به كسى دستور مىداد كه آن را دريافت كند . معمولا كرّه‌ها را از مادرانشان جدا نمىساخت و معمولا با آنها راه مىآمد و هر ميش و ماده گوسپندى را كه مىآوردند دستور مىداد قبول مىكنند و كسى را مأمور مىكرد كه آنها را جمع آورى كند و به چرا ببرد و بعد هم ميان فقراى آنها تقسيم شود . [ 1 ] حارث بن محمد فهرى ، از اسحاق بن عبد الله بن ابى فروه از رجاء بن حيوه نقل مىكرد كه : رسول خدا ( ص ) خالد بن سعيد بن عاص را همراه فرستادگان قبيلهء حمير اعزام داشت و على ( ع ) را هم فرستاد و فرمود : اگر گرفتارى و جنگى پيش آمد ، على ( ع ) فرماندهء مردم خواهد بود و اگر از يك ديگر جدا بوديد معلوم است كه هر كدام فرماندهء افراد خود خواهيد بود . رجاء مىگويد : در آن سفر على ( ع ) فرمانى در مورد خون بها صادر كرد كه شتر داران بايد يكصد شتر و گوسپندداران دو هزار ميش يا دويست ماده گاو شش ساله بپردازند . در مورد دويست گاو بايد صد تاى آن به سنى باشد كه گوش و شاخ آن برابر و به يك اندازه باشد و نيم ديگر كلان سال . و افرادى كه حله و جامه دارند بايد دو هزار برد يمنى ديه بدهند . [ 2 ] و هم گويند ، قومى در يمن چاهى كندند و فردا صبح متوجه شدند شيرى در چاه سقوط كرده است . مردم بر لبهء چاه كندند و فردا صبح متوجه شدند شيرى در چاه سقوط كرده است . مردم بر لبهء چاه ايستاده و تماشا مىكردند . در اين موقع كسى لغزيد و در چاه افتاد ولى پيش از سقوط به يكى ديگر چسبيد و او به يكى ديگر و او به يكى ديگر بطورى كه چهار نفر در چاه افتادند و شير آنها را دريد و كشت . سرانجام مردى موفق شد با نيزه شير را از پا در آورد . مردم گفتند ، ديهء آن سه نفر بر عهده اوّلى است كه در واقع موجب قتل ايشان شده است و مىخواستند همين حكم را بپذيرند . على ( ع ) بر آنها گذشت و فرمود : من در اين مورد
هامش
[ 1 ، 2 ] خوانندگان محترم توجه خواهند فرمود كه نمىتوان اين گونه روايات را بدون بررسى كامل ملاك صدور حكم قرار داد و تصور كرد كه كاملا مورد قبول است . - م .
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 831 | محمود مهدوى دامغانى / محمد بن عمر بن واقد (الواقدي)