مىكردم ، و خودم هم با رسول خدا محرم شدم و بوى خوش و عطر استعمال مىكردم . چون به محل قاحه [ 1 ] رسيديم مقدارى از رنگ زرد بر چهرهام ريخته بود . پيامبر ( ص ) فرمودند : اى سرخ و سپيد حالا رنگ تو چه زيبا شده است . پيامبر ( ص ) ميان مكه و مدينه با آنكه در كمال امان بود و از كسى غير خدا ترسى نداشت نماز را شكسته و دو ركعتى مىگزارد ، و چون به مكه هم وارد شد با آنها هم دو ركعتى خواند و سلام داد و فرمود : اى اهل مكه شما نمازتان را چهار ركعتى به صورت كامل بخوانيد كه ما مسافريم ! در مورد كلماتى كه پيامبر ( ص ) براى احرام و تلبيه گفتهاند اختلاف است .
ابن ابى طواله ، از حبيب بن عبد الرحمن ، از محمود بن لبيد ، از ابى طلحه روايت كرد كه :
پيامبر ( ص ) با اين حج خود عمرهيى هم گزاردهاند .
مالك بن انس ، از نافع ، از ابن عمر ، از حفصه همسر رسول خدا نقل كرد كه گفته است : به رسول خدا گفتم : چگونه است كه به مردم دستور مىدهيد از احرام بيرون بيايند و خودتان از احرام بيرون نمىآييد ؟ فرمود : من موهاى سرم را گذاشتهام و به قربانىهاى خود قلاده آويختهام ، بنابر اين تا هنگامى كه قربانىها را نكشم محرم خواهم بود .
معمر ، از زهرى ، از محمد بن عبد الله بن نوفل بن حارث ، از سعد بن ابى وقّاص ، و همچنين همو از زهرى ، از سالم ، از ابن عمر نقل كرد كه : رسول خدا ( ص ) تلبيهء عمره گفت و در عين حال قربانى هم همراه برداشت .
مالك بن انس ، از عبد الرحمن بن قاسم ، از پدرش ، از عايشه نقل مىكرد كه : پيامبر ( ص ) حجّ افراد انجام دادند و اين موضوعى است كه اهل مدينه آن را پذيرفته و در نظرشان صحيح است . عايشه مىگفته است : رسول خدا ( ص ) روز يكشنبه صبح در ناحيهء ملل بود ، و هنگام عصر حركت فرمود و شبانگاه در منطقهء شرف السّيّاله فرود آمد و نماز مغرب و عشا را آنجا گزارد ، و نماز صبح را در عرق الظّبيه - كه ميان روحاء و سيّاله و نرسيده به روحاست - در مسجدى كه در سمت راست جاده است گزارد . آنگاه رسول خدا ( ص ) در روحاء فرود آمد و آنجا به گورخرى بدون صاحب بر خوردند . موضوع را به رسول خدا ( ص ) گفتند . فرمود :
رهايش بگذاريد تا صاحبش بيايد . در اين هنگام نهدى كه صاحب آن بود آمد و حيوان را به رسول خدا اهدا كرد . پيامبر ( ص ) آن را به ابو بكر دادند كه گوشتش را ميان اصحاب تقسيم كند و فرمود : در حالت احرام شكار صحرايى در صورتى كه خودتان آن را صيد نكرده باشيد و براى شما هم صيد نكرده باشند حلال است . سپس رسول خدا ( ص ) از روحاء حركت كرد و
هامش
[ 1 ] قاحه ، نام جايى است در سه منزلى مدينه به راه مكه ( وفاء الوفا ، ج 2 ، ص 357 ) .