را به آنها نشان بده ، بعد به آنها بگو : آيا موافقيد و ميل داريد كه لا إله الا الله بگوييد ؟ اگر گفتند آرى ، بگو : آيا موافقيد كه نماز بگزاريد ؟ و اگر گفتند آرى ، بگو : آيا موافقيد كه از اموال خود صدقهيى بپردازيد كه ميان فقراى شما تقسيم شود ؟ و اگر پذيرفتند انتظار ديگرى از ايشان نداشته باش . به خدا سوگند اگر خداوند يك مرد را به دست تو هدايت كند برايت بهتر است از آنچه كه خورشيد بر آن طلوع و غروب مىكند .
گويد : على ( ع ) با سيصد اسب سوار حركت كرد و اين سواران نخستين سوارانى بودند كه به سرزمين يمن وارد شده بودند . چون به نزديكترين ناحيه - كه سرزمين مذحج بود - رسيدند ، ياران على ( ع ) پراكنده شدند و مقدارى غنايم و اسير بدست آوردند كه شتر و ميش و غيره بود . على ( ع ) بريدة بن حصيب را به سرپرستى غنايم منصوب كرد و پيش از آنكه به سپاهى از ايشان برخورد كند همهء غنايم را در اختيار بريده گذاشت . سپس به گروهى از ايشان برخورد كرد و آنها را به اسلام دعوت كرد و تحريض و ترغيب فرمود كه نپذيرفتند و شروع به تير باران كردن اصحاب على ( ع ) كردند . على ( ع ) پرچم را به مسعود بن سنان سلمى داد و او پيش رفت . مردى از قبيله مذحج شروع به هماورد خواستن كرد . اسود بن خزاعى سلمى به نبرد او رفت و هر دو اسب سوار بودند . ساعتى در ميدان جولان كردند تا آنكه اسود او را كشت و جامه و سلاح او را برگرفت . آنگاه على ( ع ) با اصحاب خود به آنها حمله كرد كه بيست نفر از ايشان كشته و بقيه متفرق شده ، گريختند و پرچم خود را همچنان نصب شده باقى گذاشتند . على ( ع ) از تعقيب آنها دست برداشت و ايشان را به اسلام دعوت كرد كه به سرعت پذيرفتند و پاسخ مثبت دادند و چند نفر از رؤساى آنها با على ( ع ) به اسلام بيعت كردند و گفتند ، ما عهده دار بقيهء اقوام خود خواهيم بود ، اين هم صدقات ما ، حق خدا را جدا كن و بگير ! عمر بن محمد بن عمر بن على ، از قول پدرش نقل كرد كه : على ( ع ) همهء غنايم را جمع كرد و به پنج قسمت تقسيم نمود و قرعه كشى كرد و سهم خمس را كه با قرعهيى بنام « الله » بيرون آمده بود مشخص ساخت و به هيچيك از مردم هم غنيمتى نداد ، حال آنكه پيش از آن فرماندهان به افرادى كه حضور داشتند چيزى از خمس مىدادند و بعد به رسول خدا گزارش مىدادند . على ( ع ) چنين نكرد و از او مطالبه كردند ، ايشان نپذيرفت و فرمود : من تمام خمس را پيش رسول خدا مىبرم هرطور كه خواست عمل فرمايد ، وانگهى رسول خدا هم اكنون عازم شركت در مراسم حج است و ما با او برخورد مىكنيم و به هر چه خداوند مقدر فرموده باشد حكم خواهد فرمود . على ( ع ) براى مراجعت حركت كرد و خمس را با هر چه كه قابل حمل بود با خود برد . چون به فتق [ 1 ] رسيد خود با عجله پيش افتاد و جلو رفت و ابو رافع را به
هامش
[ 1 ] فتق ، نام دهكدهيى در طايف است ( معجم البلدان ، ج 6 ، ص 338 ) .