تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 830

مساهمون:

ص٨٣٠
كعب مىگويد : من مسلمان شدم و در يمن ماندم و پس از رحلت رسول خدا ( ص ) و مرگ ابو بكر به مدينه آمدم و اى كاش زودتر به مدينه هجرت مىكردم !

آنچه دربارهء كيفيت گرفتن زكات آمده است

ابن ابى حيّه ، از قول ابو عبد الله محمد بن شجاع ثلجى ، از واقدى نقل مىكند كه گفته است : سالم آزاد كرده ثابت از يحيى بن شبل نقل مىكرد كه گفته است : پيش ابو جعفر [ 1 ] نامه‌يى ديدم كه در آن چنين نوشته شده بود : « بسم الله الرحمن الرحيم ، اين دستور العملى است كه رسول خدا ( ص ) دستور فرموده است بر طبق آن از دامهاى چرنده ( گاو ، شتر ، گوسپند ) مسلمانان زكات گرفته شود . از چهل گوسپند تا يكصد و بيست گوسپند ، يك گوسپند و اگر از صد و بيست افزوده شد زكات آن دو گوسپند ، و از دويست و يك تا سيصد ، سه گوسپند و پس از آن براى هر صد گوسپند يك گوسپند به ميزان زكات افزوده مىشود . در مورد زكات شتر تا بيست و چهار شتر براى هر پنج شتر يك ميش و چون به بيست و پنج برسد [ 2 ] يك ماده شتر دو ساله است و اگر مادهء شترى نباشد شتر نر دو ساله ، و چون سى و شش شتر باشد يك ماده شتر سه ساله تا به چهل و شش شتر كه زكات آن ماده شترى چهار ساله است . چون تعداد شتران به شصت و يك برسد زكات آن ماده شترى پنج ساله است و چون تعداد شتر به هفتاد و شش برسد زكات آن دو شتر ماده سه ساله است ، و چون به نود و يك برسد بايد دو شتر ماده چهار ساله كه استعداد جفت گيرى دارد پرداخت شود . براى زكات ، شتر پير و نر و معيوب گرفته نمىشود مگر آنكه زكات گيرنده بخواهد ، و نبايد مجموعهء شتران كسى را جدا جدا ، يا گلهء پراكنده را به صورت يك جا محاسبه كرد و در صورت اختلاط ، پرداخت زكات ، ميان آنان بطور مساوى تقسيم مىشود . چون تعداد شتران از يكصد و بيست بيشتر شود براى هر پنجاه شتر يك ماده شتر چهار ساله بدهد و يا براى هر چهل شتر يك ماده شتر سه ساله . گاو تا كمتر از سى باشد زكات ندارد و چون به سى رسيد زكات آن را گوساله‌يى ماده يا نر دو ساله بدهد و چون به چهل گاو برسد زكات آن ماده گوسالهء سه ساله است . در مورد زراعتى كه از باران و آبهاى جارى آبيارى مىشود زكات يك دهم است و در صورتى كه از آب چاه با دلو استفاده شود زكات يك بيستم
هامش
[ 1 ] ظاهرا مقصود حضرت امام محمد باقر عليه السلام است . - م . [ 2 ] به احتمال زياد در اين جا چيزى از روايت از قلم افتاده است وانگهى اين نصاب براى بيست و شش است نه بيست و پنج . مراجعه شود به مختصر النافع ، ص 78 . - م .