بودن او ) ، و به او مىگفتند ، چه كسى را نفرين مىكنى ؟ او مىگفت : سعد بن زراره و قيس بن فهر را .
همين زيد مىگفت : در جنگ تبوك هم با همان مرد در خدمت رسول خدا ( ص ) بوديم و پس از اينكه موضوع بى آبى و دعاى رسول خدا پيش آمد و خداوند ابرها را فرستاد و باران آمد و مردم سيراب شدند به او گفتيم : واى بر تو ، بعد از اين هم چيزى مىخواهى ؟ و او گفت : ابرى گذرا بود . و او مردى است كه با تو خويشاوند است . محمود بن لبيد هم گفت : آرى او را شناختم .
گويد : پس از آن رسول خدا ( ص ) به سوى تبوك حركت فرمود و در يكى از منازل ماده شتر قصواى آن حضرت گم شد و اصحاب به جستجوى آن بر آمدند . عمارة بن حزم - كه از اصحاب بيعت عقبه و شكرت كننده در جنگ بدر و از شهيدان جنگ يمامه است - پيش رسول خدا بود . از كسانى كه همراه عماره و از دستهء او بودند كسى است به نام زيد بن لصيت كه از يهوديان بنى قينقاع بوده و بعدا اسلام آورده اما پس از آن منافق شده و خباثت و خيانت يهود در نهاد او بوده و آشكارا از منافقان طرفدارى مىكرده است . اين زيد كه گفته شد در دستهء عماره بوده است در غياب او و هنگامى كه عماره در حضور پيامبر بوده گفته بوده است كه :
محمد چنين تصور مىكند كه نبى است و اخبار آسمانى را براى شما خبر مىدهد و حال آنكه او نمىداند ناقهاش كجاست . در اين هنگام رسول خدا فرمود : منافقى چنين مىگويد كه محمد مىپندارد پيامبر است و از اخبار آسمانى به شما خبر مىدهد و حال آنكه نمىداند ماده شترش كجاست ، به خدا قسم من چيزى غير از آنچه خدا به من تعليم دهد نمىدانم و هم اكنون خداوند مرا به محل آن رهنمون فرمود ، و او در اين درّه در فلان شكاف است و افسارش به درختى گير كرده و همانجا مانده است . پيامبر ( ص ) با دست به آن شكاف و تنگهء ميان دو كوه اشاره كرد و فرمود : حالا برويد و بياوريدش ! رفتند و حيوان را آوردند .
عماره پيش هم سفران خود برگشت و گفت : جاى تعجب است كه منافقى چنين و چنان گفته است و رسول خدا آن را براى ما نقل كرد . مردى از هم سفران عماره كه پيش رسول خدا نرفته و همانجا مانده بود به عماره گفت : پيش از اينكه تو بيايى زيد اين حرفها را مىزد .
گويد : عماره به زيد بن لصيت حمله برد و به گردن او مشت مىزد و مىگفت : نمىدانستم در دستهء هم سفران من چنين آدم زرنگى بوده باشد ، اى دشمن خدا از گروه ما بيرون برو ! گويد : كسى كه گفتار زيد را براى عماره بازگو كرده بود برادر او عمرو بن حزم بود كه او هم با گروهى از اصحاب و ياران خود در دستهء عمارة بن حزم بود .
كسى هم كه رفت و ناقهء رسول خدا ( ص ) را از دره آورد حارث بن خزمهء اشهلى بود و او در حالى ناقه را يافت كه افسارش به درختى گير كرده بود .
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 769
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص٧٦٩